قرار ميدادند و براى هياكل سيارگان نذورات ميكردند و طلسمهائى كه عبارت از جداول همين هياكل يعنى بيوت يا هياكل هشتاد و هفتگانه باشد ترسيم ميكردند بوضعى خاص و بروج شرف و و بال و هبوط و سقوط و اوج و حضيض را ترسيم ميكردند .
و بالاخره خواص و آثار بىنهايت براى كواكب قائل بودند و بر اين بودند كه همهء مقدرات انسانها بدست كواكب است و بايد بدانها متوسل شد متصديان اين گونه كارها قهرا روحانيان و كاهنان بودند قربانها ميكردند و اغلب قربانيهاى آنان خروس بوده است كه خود مرغ عرشى است و اين قربانيها و نذورات را در بيت السر انجام ميدادند مهمترين وسيله سحر و جادوى آنها انگشترى بوده است كه بر روى آن نقش جِرجَاس رَئيس أبالِسَه بوده است جرجاس رئيس ابالسه خود داراى بيتى و هيكلى بود كه محل جلب هم كيش بوده است كه قربانيها را در همان جا انجام ميدادند كه احيانا بيت السر آنها بوده است . در اين هيكل چراغها روشن ميكردند كاهن مراسمى خاص انجام ميداد و اورادى ميخواند بنام جرجاس الجراجسه و ابليس الابالسه و بزرگ شياطين و جن و سپس حاجت خود را خواسته و معتقد بودند كه روا ميشد كسانى كه ميخواستند بدين آنها جلب شوند با تشريفات خاصى او را مىپذيرفتند و بايد وليمه بدهد بابليس ابالسه و جرجاس الجراجسه و ساير هياكل مقدس و قسم ياد كند كه خيانت نخواهد كرد .
اينان نام بزرگانى از حكمت را ذكر كنند كه همه ستاره پرست بودند و از جمله سقراط حكيم يونانى را در باب نذورات عوام مردم توجه به هيكل سر ندارند و در هر كجا براى خود هيكلى درست كرده و نذورات خود را در محل انجام ميدهند .
داراى كتب و مصنفاتى بودند در باب علوم متداول خود مانند نجوم ، كيميا و سحر و طلسمات . علوم خود را پنهان نگه مىداشتند و عوام و بيگانگان را از دست رسى بدان ممنوع كرده بودند بهر حال ريشهء همهء طراريها و سحر و جادو و طلسمات را باينان بازگردانند كه اين خود جاى بحث است علم مغناطيس و تأثيرات آن را اينان بدست آوردند .
سپس اخوان الصفا راجع به سحر و جادو و عمليات خارق عادت هنديان بحث كردهاند و گويند سحر عبارت از قلب عيان باشد و تصرف در خيال راجع به سحر عملى و سحر علمى سخن راندهاند بين كهانت و نبوت فرق گذاردهاند .
نُجوم مُلَوَّنَه
- ( اصطلاح نجومى ) ستارگانى بود كه پارهء كبود و پارهء قرمز و پارهء برنگى ديگر نمايند .
نُجومِ مُزْدَوَجَه
- ( اصطلاح نجومى ) ستارگانى را گويند كه يكى ديده ميشوند و لكن در واقع مركباند هرگاه مركب از دو ستاره باشند نجوم ثنائيه گويند .
نَجوى
- ( اصطلاح ذوقى ) نجوى عبارت از مخفى بودن آفات از اطلاع غير است .
نحر
- ( اصطلاح ادبى ) نحر در عروض