تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2000

مساهمون:

ص٢٠٠٠
احكام نجوم كه وقايع آسمانها و تأثيرات آنها را در ارضيات بيان ميدارد 3 - علم طلسمات و سحر كه بوسيلهء آن رعيت به ملوك و ملوك بملائكه پيوند و اتصال ميابند 4 - علم طب و علم تجريد يا قيافه و عيافه و سپس علم سحر و طلسمات را تابع و دنبال علم نجوم ميدانند و سپس از قول زينون انواع تأثيرات طلسمات را بيان ميدارند طلسم تمساح ، طلسم حيات ، طلسم عقارب و غيره و گويد : حتى افلاطون فيلسوف در مقالهء دوم از كتاب سياست خود در باب والايى مقام علم طلسم و سحر سخن گفته است و از قول جرجيس كه چوپانى بوده است در ممالك اروپا نقل كرده‌اند كه وى بانگشترى دست يافت كه انگشترى جادو بود و با گرداندن آن خود را نامرئى ميكرد و هر كارى كه ميخواست انجام ميداد و اين انگشترى را در يكى از روزها در غارى پيدا كرد ( بخش چهارم چاپ بيروت ص 287 ) . اين مطلب را از قول افلاطون نقل كرده‌اند و سپس گويند آيا افلاطون با تمام درايت و كياستى كه داشت ممكن بود حرف بىپايه و سخن بىمايه گويد : پس از اين قول ابى معشر جعفر بن محمد منجم و محمد بن موسى انس خوارزمى كه از منجمان خلفاى عباسى بودند مسائلى در مورد علم احكام نجوم و سحر و طلسمات نقل كرده‌اند و آثارى كه عملا بر اين گونه فنون مترتب بوده است و گويند در قرآن مجيد نيز در چند مورد نامى از سحر برده شده است و تاريخچهء آن را در كتب عهد عتيق برشمرده‌اند و از كتب اخبار ملوك بنى اسرائيل داستانهائى در باره سحر و جادو نقل كرده‌اند و قصهء طالوت را بياورده‌اند كه ميخواست سحره و عرافين را به قتل رساند و موفق نشد . و نقشى كه عرافت و سحر در حكومت و سلطنت‌هاى بنى اسرائيل داشته است داستانها از تورات نقل كرده‌اند و سپس مطلب را به صابئيان كشانده و دربارهء آنان گويند اينان اصول علوم خود را كه علم سحر و طلسمات باشد از سريانيون و مصريون گرفته‌اند و رؤسا و پيشگامان اين علوم را برشمرده‌اند . راجع به اعتقاد صابئيان در مورد صور كواكب و تأثيرات آنها بحث مستوفى كرده‌اند كه خلاصه آن اين است كه اينان امور زمينى را بر كواكب سبعه بخش كرده‌اند و هر قسمت را تحت تأثير آنها قرار داده‌اند و نفوس را متعلق بكواكب دانند و عادات و اخلاق انسانها را از روى كواكب و سيارات درمىيابند و معتقدند كار انسانها را مىتوانند از روى آثار كواكب دريابند و غيب‌گوئى كنند ، عقيده داشته‌اند كه هر نوع خلق و خوى انسانى بنحو اكمل آن در نوعى از حيوانات وجود دارد و سپس حيوانات را بر حسب خلق و خوى تقسيم كرده نام برند اينان براى تقرب به كواكب قربانيها ميكردند و حوائج خود را از ستارگان مىطلبيدند ، براى هر يك از كواكب سياره و ثوابت بيتى قائل بودند كه بيوت و بال ، سعادت ، نحوست از اينجا ناشى مىشود و اين بيوت را يعنى بيوت كواكب را هياكل مىناميدند هر روزى را عيد يك سياره از سيارات