معلوم است .
و اما آنكه معجز ظاهر گردانيد و آن قرآنست ، بتواتر معلوم است .
و اما آنكه قرآن معجز است آنست كه لفظ و معنى او در فصاحت و بلاغت بنهايتى رسيده است كه فصحاى عرب از معارضهء آن عاجز آمدند ، و دليل بر آن آنست كه ايشان به شمشير بيرون آمدند ، و جان و مال خود را و زن و فرزند خود را در معرض غارت و تاراج نهادند ، پس اگر قادر بودندى و توانستندى معارضهء قرآن آوردن ، اين اختيار نكردندى ، زيرا كه هيچ عاقل چون خصم خود را بآسانترين وجهى دفع تواند كردن ، دست به چيزى كه دشوار تر باشد نزند و در آن با وى نكوشد .
اما آنكه هر كه معجزه بر دست وى ظاهر شود بر عقب دعوى وى پيغمبر باشد ، آنست كه چون ( پادشاهى ) در روز بار عامه بر تخت مملكت نشسته باشد ، يكى از ميان برخيزد و گويد كه : مردمان ! من رسول اين پادشاهم بنزد شما يا وزيرىام ، آنگه گويد ، كه اى پادشاه ! اگر چنين است كه من ميگويم بر خلاف عادت خويش برپاى خيز و از تخت به زير آى ! چون پادشاه برخيزد حاضران را معلوم شود صدق دعوى وى .
و اعتقاد كردهاند كه پيغمبر ما و جملهء پيغمبران معصوماند از گناهان صغيره و كبيره ، پيش از پيغمبرى و بعد از پيغمبرى ، از براى آنكه با جواز گناه از ايشان ، عقل از متابعت ايشان نفرت گيرد ، و لائق نباشد از حكيم واجب گردانيدن متابعت كسى كه عقل متنفر بود از متابعت وى .
ديگر آنكه اگر گناه كنند فاسق باشند ، و گواهى فاسق قبول نيست ، پس گواهى ايشان بر آنچه دهند و خبر دهند قبول نباشد .
و ديگر آنكه تبرى از فاسق و عداوت با ايشان واجب است . پس روا نباشد ، كه انبيا فاسق باشند .
و پيغمبر ما ص بهترين پيغمبران است .
از براى آنكه هر چه پيغمبران را حاصل بود وى را حاصل بود ، و آنچه همهء پيغمبران را دادند وى را دادند ، ( رجوع شود به كتاب معتقد الاماميه ص 42 - 43 )
نِتاج
- ( اصطلاح فقهى ) منظور نتايج حاصلهء از مبيع است .
در كليات حقوقى آمده است .
همان طورى كه ثمرهء درخت تابع درخت نتاج حيوان هم چون عرفا نما و ملك اوست متعلق به صاحب حيوان خواهد بود .
( كليات حقوقى 199 )
نَتيجَه
- ( اصطلاح منطقى ) نتيجه عبارت از محصول از مقدمات دليل و حجة است كه قبل از اثبات و اقامهء دليل مدعى است و بعد از اثبات از راه دليل نتيجه است . از ( دستور ج 3 ص 395 ) .
نَثر
- ( اصطلاح ادبى ) يعنى كلام گسسته در مقابل نظم .
نَثْرُ المَنظوم
- ( اصطلاح بديعى ) و آن كلامى است منثور كه از تجزيه بعضى كلمات آن و اتصال جزئى به كلمهء ديگر شعرى استخراج شود ( از ابدع ص 390 )
نَثْرَه
- ( اصطلاح نجومى ) و آن هشتمين منزل از منازل قمر بود و علامت آن دو