تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1986

مساهمون:

ص١٩٨٦
و در افعال دو معمولى مفعول اول نايب فاعل شود . ( از سيوطى ص 87 - الهدايه ص 187 )

نَبات

- ( اصطلاح فلسفى ) نبات يكى از مواليد ثلث است قوت ناميه منشأ تنميه و رشد است ( از دستور ج 3 اخوان ج 3 ص 19 ) اخوان الصفا راجع به نباتات بحث مفصل كرده و گويند اولين مرتبت نبات ، گياهى است كه هم سطح زمين و چيزى برجسته است . كه خضراء الدمن باشد و آن بمانند غبارى بود و سپس به ترتيب بالا و بالاتر رود تا به مرتبت كامل آن رسد كه نخل بود و اولين مرتبت حيوان متصل به آخرين مرتبت نبات بود و پست‌ترين حيوانات حلزون و عالىترين آنها ميمون بود و آن حد فاصل بين انسان و حيوان است . ( رجوع شود به رسالهء دهم از ناسوسيات ص 315 و 318 و رساله پنجم طبيعيات ص 233 و 245 )

نَبْشِ قَبْر

- ( اصطلاح فقهى ) كه پس از دفن ميت قبر را بشكافند بهر منظورى كه باشد و آن در شريعت اسلام حرام است : گر چه ميت طفل يا مجنون باشد مگر آنكه يقين حاصل شده باشد كه خاك شده است و از بين رفته است و اسكلت آن تشخيص داده نمىشود .

نُبُوَّت

- ( اصطلاح كلامى ، عرفانى ) نبوت عبارت از اخبار از حقايق الهيه است يعنى از معرفت ذات و اسماء و صفات و احكام او . ( اصطلاحات خطى ث 854 ) برخى از تركيبات : فلك نبوت ، گلستان نبوت ، مسند نبوت ، درج نبوت ، دولت نبوت ، اسرار نبوت ، در صدف نبوت ، مهد نبوت ، درج نبوت ، دولت نبوت ، اسرار نبوت ، خلعت نبوت ، قوت نبوت ، پيراهن نبوت ، سرير نبوت ، منصب نبوت ، حليه نبوت ، گنج نبوت . . . .

نبى

- كسى كه مبعوث شود از طرف خداى براى رهنمائى بندگان كه سخن گويد با آنها و آنها را بر طاعات رهنمائى كند رجوع به نبوت شود . عزيز الدين نسفى گويد : نبوت را دو روى بود ، رويى به طرف خلق و رويى به طرف خالق و اگر چه ولايت بالاتر از نبوت است و لكن ولى يك روى دارد كه به طرف خدا بود از انسان كامل ص 316 . به نظر اخوان الصفا نبوت را چند خصلت لازم است نخست وحى بود و سپس اظهار دعوت درست و سپس تدوين كتاب و وضع سنن و مداواى نفوس مريضه و داشتن چگونگى سياست نفوس شريره و اجراء سنت در امت و بيان حلال و حرام و اجراء حدود و احكام . ( از رساله اول در آزء و ديانات ص 32 ) در كتاب معتقد الاماميه در باب نبى آمده است : بدان كه محمد بن عبد الله بن عبد المطلب رسول خداست ، براى آنكه دعوى پيغمبرى كرد و بر عقب دعوى معجزه بنمود ، و هر كه دعوى پيغمبرى كند و بر عقب دعوى معجزه بنمايد ، وى پيغمبر باشد . اما آنكه دعوى پيغمبرى كرد بتواتر