ميگويند در اندازه مهر اختلاف است از ده درهم تا سه درهم نقرهء خالص در فقه شيعه حد اقل و اكثرى ندارد همان اندازه كه قابل تملك باشد و گويند مكروه است كه از مهر السنة تجاوز كند و آن مبلغى است كه حضرت رسول صداق حضرت فاطمه ( ع ) كرد كه پانصد درهم معادل 50 دينار است . و در موقعى كه به مهر المثل مراجعه شود همان پانصد درهم است كه مهر السنه است البته مهر المثل بر حسب اوضاع و احوال شخصى زن معين مىشود لكن از 500 درهم نبايد تجاوز كند « و المراد - بالمهر المثل ما يرغب به فى مثلها نسبا و سنا و عقلا و ثيبا و بكارة و اضدادها و غيرهما مما يختلف به الاغراض » در مقابل مهر المسمى يعنى آن مبلغ كه در عقد معين شده است .
( از شرح لمعه ج 2 ص 91 - 92 - قواعد ص 176 - الفقه . . . ج 4 ص 69 ) در كليات حقوقى آمده است :
مهر در مقابل استمتاع نبوده بلكه هديهايست كه از طرف مرد اعطاء مىشود .
و لذا از طرف شارع تأكيد اكيد در تسهيل و منع از سختگيرى در اين خصوص شده است و حتى بتعليم سورهء قرآن هم اكتفاء گرديده .
به مجرد وقوع عقد زن مستحق مهريه مىشود ولى استقرار آن موقوف بمواقعه است . پس اگر قبل از دخول مرد فوت شد يا زن را طلاق داد زن مستحق نصف مهريه خواهد بود و اين در صورتى است كه مهر تعيين شده باشد و الا متعه خواهد بود . ( كليات حقوق ص 291 )
مَهْرُ المِثْل
- ( فقهى ) رجوع بنكاح شود
مَهْرُ المُسَمّى
- ( فقهى ) رجوع بنكاح شود
مِهْرِگان
- ( اصطلاح گاهشمارى ) روز شانزدهم از مهر ماه بود و نام آن روز نيز مهر بود و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو . آنكه معروف به ضحاك بود و روزها كه سپس مهرگانند همه جشناند بر كردار آنچه از پس نوروز بود و ششم آن مهرگان بزرگ بود .
( از التفهيم ص 255 )
مُهْلِكات
- ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از رذائل اخلاقى است و از جمله خودبينى است .
مَهما
- ( اصطلاح ادبى ) اسم شرط است زيرا ضمير بدان بازگردد مانند
« مَهْما تَأْتِنا بِهِ »
و « مهما تأتني آتيتك » و ديگر اسم استفهام است . . .
( از مغنى ص 171 )
مُهْمَل
- در اصطلاح ادب در مقابل مستعمل است و در اصطلاح اهل حديث خبرى است كه بعضى از روات آن معرفى نشده باشند و يا درست شناخته نشدهاند ( از درايه ص 69 ) .
مُهْمَلَه
- ( اصطلاح منطق ) قضيهء محمله قضيهايست كه كميت موضوع آن از لحاظ كلى يا جزئى بودن بيان نشده باشد ( دستور ج 3 ص 391 ) .
مُهَنْدِسيان
- مراد از مهندسيان جسم تعليمى است