مولانا گويد .
موج مىزد در دلش عفو گنه * كه زهر دل تا دل آمد روزنه .
موج دريا چون بامر حق بتاخت * اهل موسى را ز قبطى واشناخت
موجهاى صلح بر هم مىزنند . * كينهها از سينهها بر مىكنند
موجهاى جنگ بر شكل دگر * مهرها را مىكند زير و زبر
مَوجِ الَسْت
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد نفس روحانى است كه موجى زد و تمام جهان و ما فيها را در روز الست نمودار كرد .
مُوجَب
- ( اصطلاح كلامى ) كلمهء موجب بفتح اسم مفعول از ايجاب است و ضد مختار است و فاعل موجب بفتح جيم يعنى فاعلى كه فعلش در تحت اراده و اختيارش نيست و بدون قصد و اراده منشأ صدور فعل باشد و آن بر دو قسم است يكى آنكه از شأنش مختار بودن نيست مانند اشراق دادن خورشيد و احراق نار و ديگر آنكه از شأنش مختار بودن است و لكن بواسطهء قسر خارجى سلب اختيار از آن شده باشد .
( از دستور ج 3 ص 382 - اسفار ج 3 ص 76 ) . رجوع به اختيار شود .
مُوجِباتِ غُسْل
- ( اصطلاح فقهى ) موجبات غسل پنج امر است خون حيض و نفاس .
و ولادت بلا دم . مرگ مسلم مگر آنكه شهيد شده باشد . اسلام كافر در حال جنابت ، خروج منى غيبوبت حشفه قبلا و دبرا و مس ميت قبل از غسل ( از الفقه على . . ص 78 ) .
مُوجِباتِ إرْث
- ( اصطلاح فقهى ) در كليات آمده است . اسباب ارث ، امورى كه موجب ارث شوند از موجبات ارث نسب و سبب است . و بسا اتفاق مىافتد كه هر دو امر با هم جمع شوند مثل اينكه شخص از از هر دو جهت مستحق ارث باشد .
وقتى در شخص واحد موجبات متعدد .
ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث مىبرد مگر اينكه بعض آنها مانع ديگرى باشد كه در اين صورت فقط از جهت عنوان مانع ميبرد .
نسبت اتصال شخص است به غير به اين كه يكى از آنها در ولادت به ديگرى منتهى شود مثل پسر كه متصل است بابوين و اجداد يا هر دو به شخص ثالثى منتهى شوند مثل دو برادر كه نسبتشان به يك پدر است .
در بردن ارث ، وجود يكى از چند چيز كه از آن بموجب ارث و نبودن چند چيز كه از آنها بموانع ارث تعبير مىشود لازم است .
يكى از چيزهائى كه وجود آن در بردن ارث لازم مىباشد نسب است يعنى ميان زنده و مرده علاقهء نسبى باشد به اين معنى كه فيما بين آنها از راه ولادت علاقه و اتصالى باشد به اين كه ولادت يكى از آنها به ديگرى متصل شود مثل پدر و مادر با فرزند يا ولادت آنها به ثالثى منتهى گردد مثل دو برادر كه ولادت آنها بوالدين ميرسد يا بنى اعمام كه ولادتشان باجداد و جدات متصل مىشود .
نسب وقتى موجب ارث است كه انتساب بوجه شرعى باشد يعنى نسبت بر حسب قانون در واقع صحيح بوده و يا در حكم