و اسفل را باعلى بياويزد و اين امر در صورتى كه مثلا روح طاهر بود و جسد غير طاهر عملى نشود .
مُؤانَسات
- ( اصطلاح اخلاقى ) و معاونت ياران و دوستان و مستحقان بود در مشيت و شركت دادن ايشان در قوت و مال ، ( اخلاق ناصرى ص 79 ) .
مُواسَعَه
- ( اصطلاح فقهى ) يعنى عباداتى كه داراى وقت وسيعتر از خود ميباشند مانند : نماز . . .
مُوافَقَة إجْماليَّه
- ( اصطلاح اصولى ) در مقابل موافقة تفصيليه است .
و موافقة التزاميه - در مقابل موافقة عمليه است .
( از رسائل ص 18 ) .
مَواقيت
- ( اصطلاح فقهى ) جمع ميقات است و آن چندان محل است كه حاجيان از آنجا احرام شوند و عبارتند از « عقيق » براى مردم عراق و افضل آن « مسلخ » بود و بعد « غمره » است و براى مردم مدينه « مسجد الشجره » است و براى اهل شام « حيفه » است و براى طائف « قرن المنازل » و براى يمن « يلمم يا يلملم است » و ديگر ذو الحليفه است ( از فخريه ص 98 ) . رجوع به حج شود
مَواقيتِ صَلاة
- ( اصطلاح فقهى ) وقت نماز است رجوع به صلاة شود .
مُوالات
- ( اصطلاح فقهى ) موالات يعنى پى در پى و در اصطلاح متابعت بين افعال و اركان عبادات و مقدمات آنها است مثلا موالات در وضو به اين است كه بعد از شستن صورت بدون تأخير دست راست و بلا فاصله دست چپ را از آرنج تا سر انگشت بشويد و بعد . . .
و بدون تأخير مسح سر و پا . . . و همين طور در تيمم و در نماز پى در پى بودن فصول و اركان و اجزاء آنست و ملاك صدق عرفى است كه بگويند اين شخص نماز ميخواند يا وضو ميگيرد .
موالات در نماز و وضو شرط صحت است .
و در ايجاب و قبول اين است كه بلا فاصله بعد از ايجاب قبول لازم است و نيز موالات در تعهدات اين است كه شخصى با غير خود تعهد كند اگر جنايت كرد خسارت او را بدهد و اگر مرد ميراث او آن او باشد و اين از دوستى و برادرى است ( از كشاف ص 1528 - عروة ص 276 - قواعد شهيد 418 ، ص 325 - شرح لمعه ص 41 ) .
مَواليدِ ثَلاث
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد معدن ، نبات و حيوان است .
( رجوع به آباء و امهات و اسفار ج 2 ص 208 - رسائل صدرا ص 160 - ش 416 - درة التاج ص 29 شود ) .
شهاب الدين سهروردى گويد :
چون قوت قواهر و عقول بواسطه پذيرش فيش دائم از ناحيهء نور الانوار در فعل خود نامتناهى بود و از طرفى مادت قابلهء عالم را قوت قبول آثار نامتناهيه بود و از طرفى ديگر معداتى كه مواد جسمانى عالم را مهيا كند تا آثار عقليه نامتناهى را از ناحيه حركات فلكيه و جوى آنها پذيرد نيز نامتناهىاند بنا بر اين باب حصول بركات يعنى فيضان صور