تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1952

مساهمون:

ص١٩٥٢
معلق گردانيده است ، فى قوله تعالى :
« فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ »
، و او را اين فائت شده است ، پس روا نباشد وى را رفتن . و اگر كسى صيد كرده باشد ، يا با زنان مواقعه كرده باشد ، و ديگر حج ناكرده ، وى در نفر اول و آن روز دوم تشريق است ، نرود ، باستد تا نفر آخرين ، و آن روز سوم است از ايام تشريق . و اگر خواهد در نفر اول برود ، بگذارد تا زوال آفتاب ، تا مگر كه ضرورتى باشد . كه آنگه روا بود پيش از زوال . و اما در نفر آخرين ، بعد از برآمدن آفتاب ، روا بود . و امام نماز پيشين به مكه كند . ( از معتد الاماميه ص 325 )

مُنَوِّع

- ( اصطلاح منطقى ) فصل منوع و مقسم جنس است . ( از كشاف ص 1417 ) .

مِنْه بِه لَه

- ( اصطلاح ذوقى ) يعنى من الله ، بالله ، لله مانند الحق بالحق للحق و در بعضى از متون اوقات من العبد للعبد آمده است كه بعد از غلبه حال و فيضان انوار معرفت بر قلب عبد تمام اشيا را من الله قائمة بالله معلومة لله مردودة الى الله مىبيند . ( از لمع ص 334 ) .

منْهَجِ اوَّل

- عبارت از انتشار جميع صفات و اسماء است در رتبت ذات .

مَنْهَجِ إنّى

- ( اصطلاح فلسفى ) مراد برهان انى است ( رجوع به برهان ان و اسفار ج 3 ص 124 ) شود .

مَنهَجِ صِدِّيقين

- ( اصطلاح فلسفى ) مراد برهان صديقين است . ( اسفار ج 3 ص 5 ) رجوع به برهان صديقان شود .

مَنْهَجُ اللِّمي

- ( اصطلاح فلسفى ) مراد برهان لمى است . ( از اسفار ج 3 ص 124 رجوع به برهان لمى شود ) .

مَنيَّت

- خودبينى و خودخواهى است كه هر خصومت كه در دنيا افتاده است از توئى و منى است چون توئى و منى از ميان برداشتى موافقت آمد و خصومت برخاست . ( از عده ج 9 ص 268 )

مَوات

- ( اصطلاح فقهى ) بفتح و ضم ميم در لغت آنچه را روح نباشد گويند و زمين غير عامره و يا زمينى كه مالك نداشته باشد و يا زمين بىسود و لم - يزرع و در شرع همان اراضى بىسود است كه در اثر عدم آب يا موانع ديگر مزروع نباشد و يا قابل زرع نباشد و آن يا باصالت باشد كه مسبوق بيد عمارتى نباشد كه مال امام است و يا بالعرض كه به جهتى از جهات از حيز انتفاع ساقط شده باشد كه آن هم مال امام است و به تعمير و احياء تملك توان كرد ( رجوع باحياء موات و اراضى موات و كشاف ص 1317 شود ) .

مَواجيد

- ( اصطلاح ذوقى ) حالات و مقاماتى چند هست كه بطريق كشف و وجدان بر اولياء و عرفا و سالكان راه ظاهر مىشود كه آنها را مواجيد مينامند يعنى بوجدان حاصل شده است چون مواجيد جمع موجود است و موجود يافته