7 - ايرانشهرى استاد رازى ( متوفى 251 ) شرح حال و آثار وى بدرستى معلوم نيست .
حكما و منطقيان بزرگ ايران در قرن چهارم و پنجم .
1 - فارابى : وى يعنى ابو نصر محمد بن محمد الفارابى بعد از زكرياى رازى از بزرگترين فلاسفه اسلام و ايرانست در فلسفه پيرو ارسطو است و در ميان پيروان ارسطو كار اين حكيم خصوصيتى دگر دارد « زيرا او با آنكه كتابهاى ارسطو را شرح كرده است و از روش او منحرف نگرديده است در فصول منطق كلياتى آورده است و در كتاب ( المختصر الصغير فى المنطق على الطريقة المتكلمين ) از روش متكلمان جانبدارى كرده است و ميان منطق ارسطو و نظر آنان آشتى داده است از شاهكارهاى وى در اين زمينه كتاب « اوسط الكبير » است كه در آن با سادهترين راهى مسائل منطقى را شرح كرده است .
و بالجمله وى در توضيح و تفسير مسائل منطقى ابتكارى دارد .
در رسائل متفرقه خود مسائلى از فن منطق را مطرح مىكند كه ميتوان آن را مدخل منطق دانست وى اجزاء محموله را در اين كتاب هفت تا ناميده است كه « جنس ، فصل ، حد ، رسم ، ماهيت ، عرض خاصه و عرض عامه » باشد و اين هفت امر را اساس محمولات در قضايا ميداند .
در مورد قضيه حمليه بحمل اولى « انسان موجود است » گويد :
اين گونه قضايا در حقيقت بلا محمولند زيرا « موجود » از محمولات خاص نيست همچنانكه شيئيت .
وى در مورد امور متضاده مانند « بياض و سواد » بحثى مستوفى دارد مبنى بر آن كه آيا امور متضاده هر يك عدم ديگريست يا نه وى گويد : افلاطون هندسه را مقدمه فلسفه داند و بقراط ( طب ) و برخى ديگر « منطق » را مقدمه فلسفه ميدانند و عدهاى ديگر ( اخلاق ) را بدان جهت كه ابتدا بايد اخلاق اصلاح شود سپس نفس ناطقه در مورد برهان گويد : براهين معمول در علوم بر دو نوع است .
يكى برهان هندسى و ديگرى برهان منطقى و برهان هندسى مقدم بر برهان منطقى است . و لكن هر دو نوع برهان مربى انديشهاند .
در مورد تسميه شرحى مستوفى دارد .
در مسائل عيون المسائل نيز قسمت مهمى از مباحث الفاظ را مطرح كرده است و مبحث تصورات و تصديقات را با دقت خاص مورد بحث و بررسى قرار داده و ما بين تصورات تامه و تصورات ناقصه امتيازى گذارده است .
در رساله جمع بين آراء افلاطون و ارسطو آمده است : كه ارسطو منطق را مدون كرد و فارابى آن را خلاصه كرد و شيخ الرئيس شرح و بسط داد .
ديگر از رسائل فارابى رسالهايست كه تنها در بيان و تفسير الفاظ مستعمل در كتب منطقى است .
در اين كتاب اصناف دلالت « اصناف
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1935
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٩٣٥