خلافت و مركز حكمروائى خلافت اسلام ببغداد و برگزيدن عدهء از افراد دانشمند ايرانى نژاد بوزارت و امارت باز هم از اوضاع ناهنجار بغداد و خفتهائى كه اعراب نسبت بايرانيان معمول ميداشتند ناراضى بودند و بدين جهت جمعيتهاى پراكندهء اطراف و نواحى ايران عليه حكومت بغداد تشكيل ميشد اين جمعيتها بطرق مختلف به منظور واژگون كردن حكومت و تشكيل حكومتها مستقل ايرانى فعاليت ميكردند بويژه كه دستگاه خلافت از روح و حقيقت اسلام تا حدود زيادى دور شده بود و اعمال و رفتار عمال دولتى و حتى دربار خلافت اسلامى از ارتكاب هيچ منكرى سرگردان نبودند .
بطورى كه از منابع تاريخى و از خلال كلمات اخوان الصفا مستفاد مىشود اينان كه مردمى دانشمند بودند و خود مفاسد را بهتر از مردم عادى تشخيص ميدادند بناى كار خود را بر مخالفت و واژگون كردن حكومت بغداد گذاردهاند .
اين جمع در قسمتهاى مختلف معارف اسلامى رسائل و كتابها نوشتند و بطور قطع سهم غير قابل انكارى و مهم در بنيانگذارى تمدن اسلامى دارند در فن منطق نيز علاوه بر شرح و تفسير اصول ارسطو و افلاطون و فيثاغورسيان و افلاطونيان جديد آراء و عقايد آنان را با اصول مذهب و مسائل دينى توأم كردند بعضى گويند مصنفين اخوان الصفا عبارتند از ابو سليمان محمد بن معشر بستى معروف بمقدسى « ابو الحسن على بن هارون زنجانى ابو احمد المهرجانى « ابو الحسن على بن راميناس الصوفى « زياد بن رفاعه » اينان در مورد منطق آراء و عقايد جالبى دارند بدين ترتيب كه اولا فن منطق را جزء رياضيات به حساب آوردهاند و ثانيا منطق را از نظر كلى به دو بخش كردهاند يكى منطق لفظى و ديگر منطق فلسفى منظور آنها از منطق لفظى همان مباحث مربوط به معانى و بيان و مبحث الفاظ منطق است علم بلاغت و فصاحت از نظر آنان منطق محسوب مىشود ، خطابه و جدل و سفسطه نيز منطق لفظى است .
اينان در طبقهبندى علوم روش جالبى دارند بدين طريق كه گويند علوم حكمى بر چهار نوعاند 1 - رياضيات 2 - منطقيات 3 - طبيعيات 4 - الهيات .
رياضيات داراى شعبى است مانند نجم و « موسيقى » « هيأت » « هندسه » منطق و اقسام آن .
طبيعيات فروعى دارد مانند السماء و العالم « الكون و الفساد » « آثار علوى معادن » « تهذيب النفس » اينان حروف را نيز به سه نوع تقسيم كردهاند فكرى « لفظى » خطى ، و هر يك را بطور تفصيل شرح دادهاند و همين تقسيم بعدها به صورت وجود عينى « ذهنى و لفظى در آمد .
در مبحث الفاظ بحث مفصلى از اسم و مسمى و تسميه شده است .
الفاظ مورد استعمال فلاسفه شش دستهاند سه دسته از آنها كه دلالت بر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1933
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٩٣٣