منقسم نشود ، زيرا كه سهام ايشان سه است ، سه را در اصل مسأله اول ، و آن شش است ، ضرب كنند ، هيجده باشد .
بر هر دو مسأله منقسم شود .
و حكم همچنين باشد اگر سوم و چهارم بميرد ، و تركه قسمت نكرده باشند .
( معتقد الاماميه ص 424 )
مَناسِك
- ( اصطلاح فقهى ) جمع منسك است و اطلاق بر عبارات شود اطلاق مصدر بر مفعول و متعبد و بندگىكننده باشد و بعد شهرت يافته است در عبادات و اعمال عبادى حج ( از كشاف ص 1423 - زبدة البيان ص 152 ) .
مُناصَفَت
- ( اصطلاح عرفانى ) مناصفت با خلق و حق .
عبارت از انصاف است يعنى حسن معاملهء ( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 21 ) .
با خلق خدا بخلق و صدق است مدام * انصاف كه انصاف كه انصاف همين است و سلام
مَناط
- ( اصطلاح اصولى ) نزد اصوليان ، مناط حكم ، علت حكم باشد و تنقيح مناط عبارت از نظر و اجتهاد باشد در معرفت وجود علت مثلا عدالت علت قبول شهادت است و آنكه عدالت ، علت است اجماعى است و اثبات آن در شخص معين از راه نظر و اجتهاد و تحقيق مناط و تنقيح خواهد بود و شكى نيست كه تمسك از باب تحقيق مناط درست و جايز است و مورد قبول همه است .
( از كشاف ص 1415 )
مَناطِق
- ( اصطلاح هيوى ) اين كلمه بطور مطلق معانى ديگر دارد شايد در عرف اهل هيئت و نجوم بطور اطلاق از آن معنى زير فهميده شود كه عبارت از نقطههائى بود سياه در مشترى و زحل كه در ترصيد و جز آن ديده شده است .
مُناظَره
- ( اصطلاح منطقى ) مناظره عبارت از توجه متخاصمين در اثبات نظر خود در مورد حكمى از احكام و نسبتى از نسبتها براى اظهار و روشن كردن حق و صواب است و بالاخره مناظرت بحث باشد در مسائل مختلف فيه و ايراد نظير بالنظير و مقابل بالمقابل و آن يا مأخوذ از نظير است و يا از نظر است و يا بمعنى توجه نفس است در معقولات يا بمعنى مقابله است ( از دستور ج 3 ص 337 ) .
مَنافِعِ أعْيان
- ( اصطلاح فقهى ) منافع حاصل از اعيان ، منافع مترتب بر اعيان در كليات حقوقى آمده است :
منافع اعيان از قبيل زمين و خانه و انسان و حيوان قبل از عمل يا استعمال وجودى در خارج ندارند و از امور اعتبارى هستند . به اين معنى كه براى آنها نحوه وجودى اعتبار مىشود قائم بوجود اعيان .
و هر چند قيام اين معانى باعيان در واقع بنحو قيام صفت است بموصوف و عرض است بمعروض و لكن در نظر عرف موجودات متأصلى بوده نظير قيام مظروف بظرف و حال در محل و به اين لحاظ بطور مستقل متعلق عقد تمليك يا وصيت و امثال اينها قرار مىگيرند قوام ماليت عين به لحاظ منافعى است كه به آن مترتب مىشود .
و چون منافع منطوى در عين بوده و