تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1917

مساهمون:

ص١٩١٧
ضبط اين كلمات : شرطان : بفتح شين و راء . بطين : بفتح باء و فتح طاء . دبران : بفتح دال و باء . هقعه : بفتح هاء و عين . هنعه : بفتح هاء و نون . نثره : بفتح نون و راء . طرف : بفتح طاء و سكون راء . جبهه : بفتح جيم و هاء . زبره : بضم زاء و فتح راء . صرفه : بفتح صاد و فاء . اعزل : بفتح همزه و زاء . غفر : بفتح غين و سكون فاء . شوله : بفتح شين و لام .

مناسبات ذاتيه

- ( اصطلاح عرفانى ) ميان حق و انسان كامل است كه ثابت است از دو وجه ، از جهت ضعف تأثير مراتب او در تجلى معين و خلو او از كثرت احكام امكان و خواص وسائط .
هر كه يابد مناسبت زين رو * باشد او را مناسبت با او
و اتصاف عبد است بصفات حق و تحقق بجميع اسما الله . ( از رسائل ج 3 ص 35 ) در لمعات آمده است : منظور مناسبت و رابطه ميان محب و محبوب است و آن پنج قسم بود اول مناسبت ذاتى و علامت آن اين است كه محب در باطن خود انجذابى بجانب محبوب بازيابد كه سبب آن معلوم نباشد دوم مناسبت فعلى و آن امرى باشد زايد بر ذات كه بسبب آن اثرى به غير تعدى كند سوم مناسبت حالى و آن در صورتى است كه در اين رابطه اثرى به غير تعدى نكند و آن را دوام و ثباتى هم نبود و چهارم مناسبت مرتبتى و آن در صورتى بود كه آن اثر و رابطه دائم و ثابت بود كه مرتبه ولايت و نبوت بود . پنجم مناسبت صفاتى كه آن رابطه ثابت و دائم بود و لكن مرتبهء نبود يعنى مرتبهء از مراتب نبود . ( از لمعات )

مُناسخاتِ إرْث

- ( اصطلاح فقهى ) و عبارت از نسخ ارث است به سبب فوت مورثى بعد از مورثى ديگر و بعبارت ديگر شخصى فوت كند و بلا فاصله وارث آن هم فوت كند و همين طور و يا اينكه چند تن از خويشاوندان سببى يا نسبى يك جا فوت كنند مثل مهدوم عليهم يا غرقى و اينكه كدام قبل و كدام بعد فوت كرده‌اند مورد ترديد باشد و بهر حال در معتقد - الاماميه آمده است : وجه در تصحيح مناسخات آنست كه مسألهء ميت اول تصحيح كنند ، آنگه مسألهء ميت دوم ، و آنچه بدوم رسد از اول بر ورثهء او قسمت كنند . اگر منقسم نشود ، سهام مسأله دوم در اول ضرب كنند . چنان كه شخصى متوفى شود ، و پدر و مادر و پسر بگذارد ، اصل اين از شش بود . پدر و مادر هر يك را يكى بود ، و هر پسرى را دو سهم . پس اگر يكى ازين دو پسر متوفى شود ، و دو پسر بگذارد ، نصيب وى بريشان منقسم شود : هر پسرى را سهمى بود . و اگر پسر و دخترى بگذارد ، آن دو سهم بريشان
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1917 | سيد جعفر سجادى