تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1881

مساهمون:

ص١٨٨١
است ، و هر دو كف است ، و هر دو سر زانو ، و سر انگشتان هر دو پاى ، واجب بود . دليلش آنست كه رسول ص همچنين كرد و گفت : « صلوا كما رأيتموني اصلى » . و نشستن از براى هر دو تشهد واجب است . و در تشهد شهادتين و صلوات بر محمد و آل محمد واجب است . دليلش اجماع اين طائفه است ، و طريقهء احتياط و آنكه گفت : « صلوا كما رأيتموني اصلى » ، و هيچ خلاف نيست كه رسول ص همچنين كرده است . و آنچه دليل است خاص بر وجوب صلوات بر پيغمبر ، قول خداست :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
، يعنى : اى مؤمنان بر پيغمبر صلوات دهيد ! و امر شرعى اقتضاى وجوب كند ، و چون مطلق باشد جملهء اوقات را شامل باشد ، چون بدليل آنچه خارج وقت تشهد است ، بيرون شد ، وقت تشهد ماند ، پس صلاة در وى واجب باشد . و از رسول ص پرسيدند كه صلاة بر تو چگونه دهيم ؟ فرمود : بگوييد : « اللهم صلى على محمد و آل محمد » ، و چون رسول ص صلاة بر اين وجه فرمود ، بر خلاف اين گفتن روا نبود ، كه خلاف گفت رسول باشد ، پس نشايد گفتن : « اللهم صل على محمد و على آل محمد » . و ديگر آنكه از وى روايت كرده‌اند كه فرموده است : « لا تفرقوا بينى و بين آلى بعلى » ، يعنى : جدا مكنيد ميان من و آل من به « على » ، يعنى : « على » در ميان مياوريد ، و مگوييد : « على آل محمد » . ديگر آنكه اجماع علماى علم عربيت است كه چون عطف كنند مظهرى را بر مظهر ، عامل را باز نيارند . نگويند : « جاءني زيد و جاءني عمرو » ، پس روا نباشد در صلوات « على » كه عامل است باز آوردن . و واجب است سلام دادن در آخر تشهد ، چون نماز بامداد بود ، و در تشهد دوم در نمازهاى ديگر . اگر تنها بود سلام بدهد ، و اندكى اشارت بجانب راست كند .

مقارنه

- ( اصطلاح نجومى ) مقارنه يعنى تلاقى ، رجوع به تلاقى شود . در نجوم . رجوع به قران شود .

مقاسِمَة

- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به خراج و حق المقاسمه شود .

مُقاصّ

- ( اصطلاح فقهى ) و عبارت از اين است كه شخصى از شخص ديگر مالى طلب كار باشد و نتواند دريافت كند و طرف ندهد طلبكار تواند بطور قهرى از اموال او يعنى اگر عين مال خود را يافت همان را بردارد و الا از اموال ديگر او به اندازه قيمت طلبش بردارد ( از قواعد شهيد ص 350 - شرح لمعه ج 1 ص 243 ) .

مَقاصِدِ خَمْسَه

- ( اصطلاح فقهى ) و نفس ، دين ، عقل ، نسب و مال است كه ضروريات خمس هم نامند ( از قواعد ص 6 ) .

مَقاصِدُ الشَّريعة

- ( اصطلاح فقهى ) مقاصد شريعت بر دو قسم است يكى مقاصد اصليه و ديگر مقاصد تابعه ، مقاصد اصليه ضروريات معتبره در هر ملتى است و مقاصد تابعه مصالح مكلف در آن رعايت شده است مانند تمتعات از مباحات .