غزالى در كتاب معيار و قسطاس مسائل خاصى را مطرح كرده است در قسطاس موازين پنجگانهاى براى رسيدن بنتايج بدست داده است . و اين موازين را از قرآن مجيد گرفته است و ميزان را قياس تعليمى ناميده است .
بارى موضوعاتى را عبد القاهر منظم كرد گاهى تحت عنوان معانى ذكر شده است و گاهى آنها را بنام بيان خوانده است . لكن سكاكى بحصر عقلى آن را طبقه - بندى كرده است و موضوعهاى هر علمى را مشخص نموده است و مسائل هر علمى را تحت عنوان همان علم قرار داده است .
در تعريف علم بيان گويد : عبارت از اداء و تقرير يك معنى است بوجوه و طرق مختلف در وضوح و خفاء .
سكاكى گويد : بدر الدين بن مالك بخش سوم علوم بلاغى را بديع ناميده است و بعد از و خطيب قزوينى همين نام را برگزيده است .
وى بديع را از علوم بلاغى نمىداند بلكه مربوط به محسنات لفظى و معنوى مىداند .
و بالاخره سكاكى نخستين كس است كه بحصر عقلى منطقى علوم بلاغى را تقسيم كرد و از عبد القاهر جرجانى پا را فراتر گذارد و ابواب و مباحث و مسائل آن را بر مبناى عقلى و منطقى استوار كرد و همانطور كه اشارت رفت علم نحو عبارت از معرفت و شناختن قواعد تركيب كلمات است به منظور تشكيل جملاتى كه مفيد اصل مقصود و معنى باشد بر اساس استقراء كلمات عرب و فايدهء ديگر آن احتراز از خطاء لفظى است و بحث در فاعل و مفعول و تقديم و تأخير آن دو با يكديگر و شرط و جواب شرط . مبتدا و خبر و غيره مىكند تا حدودى كه اصل معنى فوت نشود و حد اكثر بحث از جملات و انواع آن ، بر خلاف علم معانى كه بحث را وسيعتر و ممتعتر قرار مىدهد .
و باز همانطور كه اشارت رفت علماء متبحر در نحو بطور پراكنده و غير منظم در كتب نحوى مسائل نحوى را گسترش دادند و گاهى از حدود بحث ساده نحوى خارج شدند و همين امر نيز يكى از اسباب علل پيدايش فنى جداگانه شد .
يادآور شديم كه مصطلحات علوم بلاغى بطور تدريج پيدا شد و بمانند ساير فنون و علوم ، مسير طبيعى خود را طى كرد تا بدرجهء كمال خود رسيد .
بسيارى از اصطلاحات بلاغى در سخنان جاحظ ديده مىشود البته جاحظ خود واضح همهء آن اصطلاحات نبوده است و بلكه از سخن دانشمندان ديگر گرفته است .
اصطلاحاتى كه جاحظ به كار برده است عبارتست از : بيان ، فصاحت ، بديع ، استعاره ، كنايه ، سجع ، تشبيه ، اطناب ، ايجاز ، ضرب مثل .
و مع ذلك به تعريف هر يك از كلمات و مفاهيم بطور كامل نپرداخته است و همه را بطور دقيق از يكديگر جدا و ممتاز نكرده است .
ابن قتيبه نيز برخى از اين اصطلاحات را در كتاب تأويل مشكل القرآن متعرض شده است مانند مجاز ، استعاره ، مقلوب ، حذف ، كنايه ، تعريض ، مخالفت ظاهر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1835
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٨٣٥