استعاره و تشبيه را موجب تأكيد موضوع مورد نظر مىداند و گويد : يك حالت اعجاب و شگفتى ايجاد مىكند كه شنونده را تحت تأثير قرار مىدهد .
استعاره بنا بر رأى وى بيشتر در شعر استعمال مىشود تا در نثر و بايد مورد و محل به كار بردن آن را شاعران و - نثرنويسان به نحوى بشناسند .
مىدانيم كه ابن سينا با وجود آنكه در بسيارى از مسائل خود نظر داشته است و اظهار عقيده كرده است مع ذلك اصول و مواد تمام مباحث را از فيلسوفان قبل از خود گرفته است و بدين ترتيب رابطه بلاغت با فلسفه ارسطو از همان ابتداء نشود و رشد بلاغت شروع شده است .
و مىدانيم كه بسيارى از مباحث الفاظ را فرفوريوس صورى بعنوان مدخل وارد در منطق كرده است . و مبحث كليات خمس اساس كار وى بوده است و بالتبع مسائل ديگرى در مبحث الفاظ پيش آمده ، مانند : دلالت و اقسام آن ، تعريف مفرد و مركب و جزئى و كلى و . . .
در متن مقولات ارسطو بحث از الفاظ متفق و متواطى و متباين و مشتق شده است از اشتراك و ترادف استسعاره و مجاز و متشابه و منقول ، مفرد ، مركب ، كلى ، جزئى ، ذاتى عرضى بحث شده است .
و بدين ترتيب كار فورفوريوس صورى ترتيب و تنظيم اين مباحث بوده است كه اين قسمت را مبحثى جداگانه قرار داد .
و بديهى است كه خود نيز قسمتهائى بدان افزوده است . ابن خلدون در اينجا رأى و عقيدهء ديگر دارد كه البته با توجه و دقت و توجيه مىتوان گفت اختلاف چندانى با رأى ديگران ندارد .
وى در مورد علم بيان گويد : « هذا العلم حادث فى الملة بعد علم العربية و اللغة و هو من العلوم اللسانيه لانه متعلق بالالفاظ و ما تفيده و يقصد بها الدلالة عليه من المعانى و ذلك ان الامور التى يقصد المتكلم بها افادة السامع من كلامه هى اما تصور مفردات تسند و يسند اليها و يفضى بعضها الى بعض و الدلالة على هذه هى المفردات من الاسماء و الافعال و الحروف و اما تمييز المسند من المسند اليها . » سپس بلاغت را تعريف كرده است و انواع دلالتها را از استعارات و كنايات كه كار علم بيان است برشمرده است . وى گويد اولين كسانى كه در علم بيان سخن گفتند چيزى نوشتند جعفر بن يحيى و جاحظ و قدامه بودند و بعد از آن سكاكى و ابن مالك و جلال الدين قزوينى به ترتيب در كتابهاى مفتاح العلوم . مصباح و ايضاح و اين فن را صنايع كماليّههم ناميدهاند .
و از همه بيشتر ملت فارس به آن توجه كرده است . و مىدانيم كه سكاكى خود بعلم كلام و فلسفه و منطق وارد بود و مدرس علم كلام بود و از لحاظ مذهب پيرو فرقهء معتزله بوده است . و بدين جهت است كه ارتباط كلام و فلسفه بنحو كامل از مباحث كتاب مفتاح العلوم با بلاغت آشكار است وى مباحث استعارات و كنايات را به صورت قياسهاى منطقى بيان كرده است و البته در اين راه مبالغت كرده
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1830
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٨٣٠