باشند اصول و فروع اول آنست كه اقتصار بر آن كافى بود در اكثر از مواضع و آن سه مطلب است كه هر يكى منقسم شوند به دو قسم و به اين اعتبار شش بود 1 - مطلب « ما » و آن طلب معنى اسم را بود مثال « عنقا چيست » و يا حقيقت و ماهيت ، مثال « حركت چيست » 2 - مطلب « هل » و آن بر دو قسم بود يا بسيط بود يا مركب . بسيط طلب وجود موضوع را بود مثال « فرشته هست » و مركب طلب وجود محمول بود موضوع را مثال « فرشته ناطق است » كه وجود رابطه باشد .
3 - مطلب « لم » و آن يا بحسب اقوال يا بحسب نفس امور و اول علت وجود تصديق را بود در ذهن مثال « چرا عالم را علتى است » و دوم طلب آن علت را در خارج مثال « چرا مغناطيس جذب آهن كند » و صنف دوم از مطالب كه فروع است بعدد بسيار بود و مشهورترين شش بود 1 - مطلب اى 2 - مطلب كيف 3 - مطلب كم 4 - مطلب اين 5 - مطلب متى 6 - مطلب من و تمام آنها بازگشت به مطلب هل مركبه كند .
( اساس الاقتباس ص 351 ) .
اخوان الصفا گويند : اساس سؤالها نه است هل هو ، ما هو ، لم هو ، كم هو اى شىء هو ، كيف هو ، اين هو ، متى و من هو ( رسائل اخوان ج 3 ص 325 و رجوع بهر يك از كلمات و اسفار ج 3 ص 126 ) شود .
مُطالَعه
- ( اصطلاح عرفانى ) و توفيقات حق تعالى را گويند .
رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا شود .
مُطاوَعَه
- نزد اهل عربيت حصول اثر است در موقع تعلق فعل متعدى بمفعولش مانند « جمعته فاجتمع » كه موافق با فاعل فعل است .
( از كشاف ص 915 ) .
مُطرِب
- ( اصطلاح عرفانى ) مطرب در اصطلاح صوفيه فيض رسانندگان و ترغيبكنندگان را گويند كه بكشف رموز و بيان حقايق دلهاى عارفان را معمور دارند و نيز بمعنى آگاهكنندگان عالم ربانى آيد و بالاخره پير كامل و مرشد مكمل را نيز گويند .
( از كشاف ص 899 )
مطرب عشق عجب ساز و نوائى دارد * نقش هر پرده كه زد راه بجايى دارد
عالم از نالهء عشاق مبادا خالى * كه خوش آهنگ و فرح بخش نوايى دارد
پير دردى كش ما گر چه ندارد زر و زور * خوشى عطابخش و خطاپوش خدايى دارد
مولانا گويد :
چونكه كردند آشتى شادى و درد * مطربان را ترك ما بيدار كرد
مطرب آغاز يد بيتى خوابناك * كه أنلنى الكأس يا من لا اراك
مطرب آغازيد نزد ترك مست * در حجاب نغمه اسرار الست
مىندانم كه تو ماهى يا وثن * مىندانم كه چه ميخواهى زمن