تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1762

مساهمون:

ص١٧٦٢
وى قائل به خلق قرآن بود و كسى كه قائل به قدم آن بود كافر داند و نيز كسى را كه افعال بندگان را مخلوق خدا ميداند كافر شمارد . مزداريه نيز خوانده شده است . ( رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى ضميمهء ابن حزم ج 1 ص 88 )

مُرْده

- ( اصطلاح عرفانى ) مرتبت فناء و بىخودى را گويند : عطار گويد :
برو چون مرده‌اى بگذر ز دنيا و ز عقبى هم * كه تا جانت شود پر نقد از آن انوار ربانى فانى شوند و باقى شوند باز * وانگه از اين دو برون پرده برزنند چون زندگانى ز مردگى خويش يافتند * چون مرده‌تر شوند بسى زنده‌تر زيند خورشيد وحدتند ولى در مقام فقر * در پيش ذره‌اى همه دريوزه گر زيند

مَرْدِ مُطْلَق

- عارف كامل است : مولوى گويد :
مرد مطلق دست خود را كى بيالايد بجان * آخر اى جان قلندر از چه پهلو خامشى سالكى جان مجرد بر قلندر عرضه دار * گفت در گوش قلندر كان طرف مىواستى كاين طرف هر چند سوزى در شرار عشق خويش * ليك هم مطلق نهء زيرا كه در غوغاستى در جمال لم يزل چشم ازل حيران شده * نى فزودى از دو عالم نى ز نفيش كاستى

مُرداد

- ( اصطلاح گاه‌شمارى ) رب - النوع اشجار را حكماء فرس مرداد ناميده‌اند ( از ش ص 372 ) رجوع به ارديبهشت شود .

مِرْزَم

- ( اصطلاح نجومى ) و عبارت از ستاره است كه در جنب شعراى شامى است و بطور كلى هر ستاره كوچكى كه با ستارهء بزرگى بود مرزم ناميده‌اند ( بكسر ميم و فتح زاء ) ( از التفهيم ص 105 )

مِرْزَمُ العبُور

- ( اصطلاح نجومى ) « به كسر و فتح زاء و فتح عين » و آن را مرزم الشعرى هم نامند و عبارت از عين كلب اكبر بود .

مُرسَل

- ( اصطلاح اهل حديث ) و آن روايتى است كه تمام يا بعض روات آن حذف شده باشند يا بدون ذكر روات واسطه ، متصل به معصوم شده باشد . ( از درايه ص 60 - 61 )

مُرْشِد

- ( اصطلاح عرفانى ) مرشد يعنى راهنما و هدايت‌كننده و صوفيان مظهر عقل را مرشد گويند و مظهر نفس را دليل گويند كه بندگان را به راه راست هدايت مىكند كه يكى مظهر اسم الله و رحيم و ديگرى مظهر اسم رحمن است . و مرشد قضا ذات حق است .

مَرْصَد

- ( اصطلاح نجومى ) محل ترصيد كواكب را گويند رجوع به ترصيد و رصد شود

مَرَضِ مُتَّصِلِ بِموت

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى مرضى كه منتهى بمرگ شود كه در آن اگر وصيت شود در ما زاد از ثلث معمول به نيست ( از كشاف ص لا 133 )

مُرْضِعَه

- ( اصطلاح فقهى ) زن شيرده كه پس از آنكه به طفل غير در دفعات يا