ميان چيزهائى است در نظم و نثر كه از يك جنس باشد مثل ماه و آفتاب ، تير و كمان چشم و ابرو مثال پارسى :
از آن به خاك نشستم كه آن كمان ابروى تو * مرا چو تير سوى خود كشيد و دور انداخت
ريزم ز مژه كوكب بىماه رخت شبها * تاريك شبى دارم با اين همه كوكبها
( از بديع فروغى ص 40 )
مُراقَبت
- ( اصطلاح عرفانى ) مراقبت نزد اهل سلوك محافظت قلب است از كارهاى پست .
بعضى گويند : مراقبت اين است كه بدانى خدا بر هر چيز قادرست .
بعضى گويند : حقيقت مراقبت عبادت حق است .
بعضى گويند : مراقبت ، عام خوف است و مراقبت خاص ، اميد است .
و گفته شده است كه : علامت مراقبت ايثار است .
( از كشاف ص 533 ) در طبقات است « من صحح باطنه بالمراقبة و الاخلاص زين اللّه ظاهره بالمجاهدة و اتباع السنة » ( طبقات ص 60 ) در طرايق است كه : مراقبت در ذكر ملاحظهء مقصود است كه حق باشد .
مراقبت در بدايات محافظت جوارح است از مخالفات و در نهايات مراقبت اشارت از ليست بر استواء ابد .
( لمع ص 55 - شرح كلمات بابا طاهر ص 151 و طرائق ص 217 شود )
مراق
- ( بكسر ميم و تشديد راء ) ( اصطلاح نجومى ) مراق يا مراق الدب الاكبر يكى از چهار ستارهايست كه تشكيلدهندهء نعشاند .
مَرْأة المُسَلْسَلَه
- ( بضم ميم و فتح سين اول اصطلاح هيوى و نجومى ) و آن را زنى كه تا كنون شوى نديده است نامند . از صور كواكب است .
شامل 23 ستاره بود و آن را مسلسله نامند بدان جهت كه دو دست آن كشيده بود ، دست راست آن بسوى شمال و بسوى سه ستارهء كه بر رأس ناقه بود و ديگر به سوى جنوب به طرف پشت سمك شمالى .
( از صور كواكب ص 129 )
مئزر
- ( نجومى ) بكسر ميم ستارهء بود واقع در عواء .
مَرايا
- ( اصطلاح فلسفى ) يعنى ديدنيها تحت عنوان مناظر و مرايا در فلسفهء قديم بحث از چگونگى حصول ديد مىشود . شهاب الدين سهروردى در اين باب بيانى خاص دارد وى گويد : در ديد صورتهاى امور مرئيه منطبع در مرئى نمىشود و بخروج شعاع از رائى در سطح مرئى هم نمىباشد و بانعكاس صورتهائى از مرئيات در ديد هم نمىباشد و بالاخره وى ديد را يك امرى مربوط به نيروى نفس ميداند رجوع بابصار شود .
مُرَبَّعات
- ( اصطلاح فلسفى ) اخوان الصفا :
امورى كه از لحاظ عدد منطبق با عدد چهار است برشمردهاند بشرح زير .
اركان اربعه آب ، خاك ، نار و هوا طبايع اربعه . حرارت ، برودت ، رطوبت و پيوست و اخلاط اربعه . صفراء ، سوداء