تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1747

مساهمون:

ص١٧٤٧
به چهار قسم و هم رياستهاى آنها كه قصد آنان رسيدن به يكى يا همهء اين هدفها است . پاره‌اى از رياستها براى رسيدن به مقصود خود راه قهر و غلبه را انتخاب مىكنند ، و پاره‌اى ديگر راه‌هاى ديگرى را غير از قهر و غلبه آنهائى كه از راه قهر و غلبه به مطلوب خود مىرسند و آنچه به دست مىآورند به وسيلهء مدافعت و قهر و غلبه حفاظت مىنمايند به ناچار نيازمند به نيرومندى جسمانى مىباشند و از لحاظ اخلاقى بايد خوى ستمگرى و سنگدلى و خشونت داشته باشند ، و براى مرگ و زندگى ارزشى قائل نشوند و به سادگى دست به آدمكشى بزنند و براى زنده بودن خود هم ارزشى قائل نباشند و اصولا اين طور مىانديشند كه هرگاه به مطلوب خود نرسند نبايد زنده بمانند و بايد تا پاى مرگ براى رسيدن به مطلوب خود اقدام نمايند . و نيز نيازمنداند به اينكه هنر و صنعت به كار بردن سلاحهاى جنگى را به خوبى بدانند ، و همين طور بهترين تدبير جنگى را در جهت قهر و غلبهء بر غير بشناسند و به كار برند كه البته اين امرى است كه همهء مردم مدينهء متغلبه را شامل مىشود . و اما مدينه‌هائى كه هدف مردمش بهره‌گيرى از لذات و خوشيهاى دنياست همواره در معرض آز و شره مىباشند و نسبت به خوردنيها و نوشيدنيها و زن شيفتگى پيدا مىكنند و بدين جهات است كه پاره‌اى از آنان نرم خوى و بىحال مىشوند و نيروى غضبيهء آنان از بين مىرود تا آنجا كه هيچ گونه اثرى ازين نيرو در آنها باقى نمىماند ، و بر عكس بر پاره‌اى از آنان غضب و آلات و ابزار نفسانى و بدنى غضب و همين طور شهوت و آلات و ابزار نفسانى و بدنى آن مستولى مىشود و خلاصه همهء وسائل و امورى كه موجب نيرومندى غضب است و به وسيلهء آنها مىتوانند كارها و اعمال ناشى از خشم و غضب و شهوت را تحقق بخشند در آنها نيرومند مىگردد و همواره انديشه و فكر خود را در جهت انجام كارهائى كه ناشى از شهوت و غضب است مصروف مىدارند ، هدف نهايى پاره‌اى از مردم اين گونه مدينه‌ها انجام كارهاى شهوانى است و درين صورت قوى و افعال غضبى را ابزار و آلاتى قرار مىدهند براى رسيدن به افعال ناشى از شهوت و برخوردار كردن مظاهر شهوات نفسانى خود و بدين ترتيب عالى و اعلاترين نيروى خود را خدمتگزار شهوات كه پست‌ترين نيروها است قرار مىدهند ، زيرا نخست قوهء ناطقه و عقل خود را در خدمت شهوت و غضب قرار مىدهند و سپس قواى غضبيه را خادم قواى شهوانى مىكنند و همهء تفكرات و انديشه‌هاى خود را متوجه استنباط امورى مىكنند كه افعال غضبيه و شهوانيهء آنها كمال يابد . و آن گاه افعال قواى غضبى و آلات و ابزار آنها را در جهت نيل به لذات مصروف مىدارند ، يعنى در بهره‌گيرى از خوردن و نوشيدن و زن و ساير امورى كه - لذت‌آور مىدانند و بر آنها چيره شده براى خود نگه‌دارى مىكنند . اين وضع در بين اشراف بيابان‌نشين