طولانىتر و مردم آن زيادتر و نعمتهاى آن فراوانتر و براى زندگى مردم كاملتر بود هم خيرات و هم شرور آن هم فزونتر شود . و بايد دانست هنگامى كه رياسات مدينهء جاهله گفته مىشود مقصود انواع رياسات است به تعداد انواع مدينههاى جاهله .
زيرا هر يك از رياستهاى جاهليه يا قصد و هدفش صرفا دستيابى به حوائج ضرورى زندگى است ، و يا علاوه بر آن توانگرى مالى است ، و يا علاوه بر آنها بهرهورى از لذتهاى مادى است ، و يا نيل به كرامت و حسن شهرت و ستايش است .
حال اساس آن بر حريت و آزادى باشد ، و يا قهر و غلبه ، و از همين جهت است كه رياستهاى اين گونه مدينهها در ازاى ثروت خريد و فروش مىشود به ويژه رياستهاى مدينههاى جماعيه .
زيرا بيان شد كه در مدينهء جماعيه هيچ فردى از آن دگر در احراز رياست اولويت ندارد ، و بنا بر اين موقعى كه رياست آن به يك فردى از افراد اعطا شود يا براى اينست كه مطيع مردم است و به اصطلاح مردم اين كار مىكنند كه بتوانند هر نوع خواست و ارادهاى را بر او تحميل نمايند و يا اينكه در برابر اين كار ازو ثروت و مكنتى دريافت مىكنند و يا ما به ازاى ديگر ، و بهترين رئيس به نزد اينان آن كسى است كه بهترين انديشهها و چارهجوئىها را در راه رسيدن مردم به هدفها و اميال نفسانى خود ، كه در عين حال گوناگون و متنوع است ، به كاربرد و نيز بتواند سود آنان را از دست برد دشمنان نگه دارد ، و در عين حال خودش از اموال آنها به جز رفع حوائج ضرورى زندگيش چشم داشتى نداشته باشد ، بلكه صرفا باندازهء ضرورت زندگى خود از آنان برگيرد . و قهرا در اين گونه مدينهها آن كسى كه به معنى واقع جزء افاضل باشد يعنى آن گونه كسى كه اگر به رياست برسد كارها و اعمال آنها را ارزيابى كرده و به سوى سعادت حقيقى رهبرى مىنمايد هيچ گاه به رياست نمىرسد و مردم زير بار رياست او نخواهند رفت .
و هرگاه پيش آيد كه اين چنين كسى مقام و منصب رياست يابد در اندك مدتى يا خلع مىشود يا كشته و يا وضع حكومتش پريشان حال شده جنگ و ستيز بر سر آن فزون مىشود . و همين طور است وضع ساير مدينههاى جاهليه كه هر فرد از مردم آن طالب رياست آن كسى مىباشند كه خواستها و اميال آنها را برآورد ، و راه رسيدن به آن را براى آنها آسان گرداند ، و هم نگهبان آنها باشد ، و به طور مطلق از رياست افاضل ابا و امتناع دارند و نمىپذيرند ، فقط چيزى كه هست اين است كه پديد آمدن مدينههاى فاضله و رياستهاى فاضله از بطن مدينههاى ضروريه و جماعيه آسانتر و ممكنتر است . رسيدن به حوائج ضرورى زندگى و يا توانگرى و بهرهگيرى از لذات و لهو و لعب و نائل شدن به كرامات گاه از راه قهر و غلبه است و گاه از راههاى ديگر بنا بر اين هم مدينههاى چهارگانه با توجه به اين امور تقسيم بندى ميشوند
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1746
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٧٤٦