است از لحاظ كمى ، در كليات حقوقى آمده است :
حريم قنات هزار ذراع است و در زمين سخت پانصد ذراع به اين معنى كه ديگرى حق ايجاد و احداث قناتى را در آن ندارد .
پس اگر اين مساحت را صاحب قنات آباد كرد متعلق به خود او خواهد بود و الا ديگرى ميتواند آن را احياء كند . و لازمه آن اين است كه احداث چاه از طرف ديگرى در اين فاصله مانعى نداشته باشد .
چاهى كه منظور از احداث آن در عربستان آبيارى زراعت بوده و آن را بئر ناضح مينامند حريم آن شصت ذراع است .
و حريم چاهى كه غرض از احداث آن سيرا كردن شتر بوده و آن را بئر معطن گويند چهل ذراع است .
بعضى از فقهاء به اين تحديدات وقعى نگذارده و معيار را به حد ضرر قرار داده و چنين گفتهاند هر مقدارى كه فاصلهء كمتر از آن ضرر داشته باشد بايد رعايت شود و ديگرى حق تجاوز ندارد و تشخيص اين مقدار با عرف و اهل خبره است و نسبت به احاديثى كه در اين باب وارد شده آنها را ناظر بعرف اهل آن زمان قرار دادهاند نه اينكه من باب تعبد شرعى به مقدار معينى باشد .
بهر حال اگر براى تحديدات موضوعيتى قائل نشده و اخبار را منزل به معمول و متعارف آن عصر نموده و امر را دائر مدار ضرر قرار داديم چون ضرر باعتبار زمان و مكان و اوضاع و احوال اشخاص و مصالح عمومى و خصوصى مختلف است بايد متصديان امور اين جهات را مورد مداقه قرار داده كه منجر به تضييع حقى نشود . عصمنا الله من الزلل .
( كليات حقوقى ص 206 )
حُزن
- ( اصطلاح عرفانى ) حزن يعنى اندوهگين بودن و شدن و در اصطلاح عبارت از اندوهگين بودن بر ما فاتست از مقامات و كمالات و اسباب آنها و شامل خوف ، حذر ، اشفاق و خشوع نيز مىشود .
صاحب منازل گويد : حزن حسرت خوردن بر ما فاتست و تأسف خوردن بر امر ممتنع ( از شرح منازل ص 40 و مصباح الهدايه ص 2 ) .
در اخلاق حزن يكى از كيفيات نفسانى است كه از تبعات آن حركت روح است بدرون بنحو تدريج و يا حصول قبض است در اثر وقوع مكروه يا فوت محبوبى .
( از دستور ج 2 ص 34 - اسفار ج 2 ص 50 ) و باصطلاح عرفا اندوهگين بودن بر ما فات است از مقامات و كمالات .
( از شرح منازل ص 40 - مصباح الهداية ص 2 هند )
حِسّ
- ( بكسر حاء و تشديد سين اصطلاح فلسفى و منطقى ) حس عبارت از قوتى است كه بدان محسوسات ادراك مىشود و گويند : « الحس طليعه للنفس » ابتداء اشياء بواسطهء حواس ظاهره ادراك و عمليات فكرى و عقلى بدنبال آن انجام ميگردد رجوع شود به حواس .
( از شفا ج 1 ص 333 ، 299 - اسفار ج 4 ص 4 ) بابا افضل گويد : و فرق ميان ادراك بحس و ادراك به خيال با آنكه مدركات هر دو جزوى باشند آنست كه بحس آن چيز را