مگر در آنجا كه فعل ماضى چهار حرف باشد كه در مضارع مضموم شوند مانند « اكرم يكرم و دحرج يدحرج » .
( از شرح تصريف ص 82 )
حُروفِ مَنقوطَه
- ( اصطلاح علوم غريبه ) از بيست و هشت حرف پانزده حرف منقوطه است و ما بقى غير منقوطه .
حروف منقوطه منازل مسعودات و حروف غير منقوطه منازل منحوسات بود آنچه يك نقطه دارد نزديك به سعد بود و آنچه دو نقطه دارد نزديك به نحس بود .
( از شمس المعارف الكبرى ، ص 10 )
حُروفِ ناصِبَه
- ( اصطلاح دستورى ) و در زبان عربى حروفى را گويند كه فعلهاى مضارع را منصوب گردانند و آنها « أن » بفتح همزه « لن » بفتح لام « كى » بفتح كاف « إذن » بكسر همزه ميباشند مانند « ابى الله ان يجرى الامور الّا باسبابها » و
« لَنْ تَرانِي
يا موسى » و
« لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا »
رجوع شود به ( الهدايه ص 202 - شرح ن تصريف ص 84 ) .
حُروفِ نِدا
- اين اصطلاح دستورى است و در زبان عرب حروفى كه بواسطه آن كسى را ميخوانند حروف ندا گويند و ما بعد آنها را منادى يعنى خوانده شده و اين حروف عبارتند از « اى بفتح همزه و تخفيف و همزه مفتوحه ، هيا » هبا ، براى بعيد است و يا براى بعيد و متوسط هر دو و همزه و اى براى قريب آمده است مانند « يا عبد الله » و « يا الله » و « اى عبد الله » در صورتى كه منادى مضاف يا شبه مضاف باشد منصوب خواهد شد رجوع شود بهر يك از اين كلمات و منادى
حُروفِ واحِد
- ( اصطلاح علوم غريبه ) جابر بن حيان حروف هم شكل را طبقه بندى كرده و آنها را حرف واحد ميداند و بنا بر اين خروف الف يكى است و حروف باء . تاء .
ثاء . نون . ياء حرف واحد است و حروف جيم . خاء حرف واحد است الف را واحد اول . با ثا تا يا را واخد دوم و جيم و خاء و خا را واحد سوم و همين طور 16 مرتبه كرده است .
( از رسائل جابر ص 8 ) .
و بنا بر اين مجموع حروف تهجى را ازين جهت بر شش دسته كردهاند و هر دسته را از جهت اشتراكى كه دارند بنا بر اصول خودشان واحد نامند .
حُريَّت
- ( اصطلاح اخلاقى ) حريت يعنى آزادى اين اصطلاح اخلاقى و اجتماعى است و عبارت از ملكهايست نفسانى كه نگهبان نفس است بنحو حراست جوهرى نه صناعى و كسى كه قواى عقلى او قويتر باشد حريت او زيادتر است و بالعكس كسى كه قواى عقلى او كمتر باشد برده شهوات و اميال نفسانى خود مىشود .
( از دستور ج 2 ص 33 - اسفار ج 4 ص 119 ) خواجه گويد : و اما حريت آن بود كه نفس متمكن شود بر اكتساب مال از وجوه مصارف محموده و امتناع نمايد از اكتساب مال از وجوه مكاسب ذميمه .
( از اخلاق ناصرى ص 78 ) در اصطلاح صوفيان اطلاق و رهائى از رق عبوديت اغيار است و آن را مراتبى است 1 حريت عامه از رق شهوات 2 حريت خاصه