تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣
ص معاذ را گفت ، در وقتى كه وى [ را ] بيمن فرستاد : « لا شىء فى الورق حتى يبلغ مائتي درهم فاذا بلغتها فخذ خمسة دراهم ، و لا تاخذ من زيادتها حتى يبلغ اربعين درهما ، فاذا بلغتها فخذ درهما ! » يعنى : در نقره هيچ واجب نيست تا آنگه كه به دويست درهم برسد ، چون به دويست درهم برسد پنج درهم بستان ، و از آنچه زياده باشد برين هيچ مستان ، تا آنگه كه بچهل درهم برسد ، چون بچهل درهم برسد يك درهم بستان . و اين نص است . اما غله درو هيچ واجب نباشد ، تا آنگه كه به نصاب رسد ، بعد از آنكه آنچه بر آن خرج رفته باشد از آنجا بروند ، و حق برزگر بدهند . و نصابى پنج وسق بود ، و وسقى شصت صاع ، و صاعى چهار مد ، و مدى دو رطل و چهار يك وى بود ، دو رطلى نيم من است . دليل برين آنست كه هيچ خلاف نيست در وجوب زكات درين مقدار ، و بر وجوب زكات در آنچه كمتر ازين است دليلى نيست ، و اصل برائت ذمت است . و از رسول ص روايت كرده‌اند كه او گفت : « ليس فيما دون خمسة او سق التمر صدقة » ، يعنى : در آنچه كمتر از پنج وسق است از خرما ، صدقه نيست ، يعنى : زكات نيست . و در روايتى ديگر چنين است كه : « لا زكات فى شىء من الحرث حتى يبلغ خمسة اوسق » . و چون بنصاب رسيد ، ده يكى از آن واجب بود چون باران خورده باشد ، يا آب روان ، يا از بيخ . و اگر بدولاب آب داده باشند ، ده نيم بايد دادن . دليلش اجماع طايفه است . و آنكه رسول ص فرموده است : « ما سقت السماء ففيه العشر و ما سقى بنضح او غرب ففيه نصف العشر » ، يعنى : آنچه آب باران خورده باشد ، در وى عشر است ، و آنچه بدولاب و اشتر آب داده باشند ، درونيم عشر باشد . اما اشتر چون پنج باشد ، گوسفندى بايد دادن ، و از ده دو ، و از پانزده سه ، و از بيست چهار ، و از بيست و پنج پنج گوسفند بايد دادن . و در بيست و شش بنت مخاضى واجب بود ، و در سى و شش بنت لبونى ، و در چهل و شش حقه‌اى ، و حقه اشترى بود سه ساله در چهارم شده . و در شصت و يك جذعه‌اى بود ، و جذعه چهار ساله‌اى بود در پنجم آمده . و در هفتاد و شش دو بنت لبون باشد ، و در نود و يك دو حقه بود . و چون به صد و بيست و يك رسد يا زياده ، در هر چهل اشتر ، بنت لبونى بدهد . و در هر پنجاه ، حقه‌اى . و درين هيچ خلافى نيست . الا در بيست و پنج و در بيست و شش . و در آنچه زايد است بر صد و بيست ، بنزد شافعى در بيست و پنج ، بنت مخاضى بود ، و در بيست و شش چيزى نباشد ، و در صد و بيست و يك سه بنت لبون باشد . دليل بر آنچه مذهب اين طائفه است آنست كه اصل برائت ذمت است . هر كه ذمت را به چيزى مشغول گرداند ، به غير آنچه گفته شد محتاج دليلى شرعى باشد . اما گاو ، در سى گاو گوساله‌اى باشد