جمله رئيس العلوم اطلاق بر علم منطق شده است كه آلت و ميزان علوم نيز گويند .
( از كشاف ص 559 )
رَئيسِ مَدينَه
- ( اجتماعى ) . ( رجوع به مدينهء فاضله و رجوع به ترجمهء آراء اهل مدينهء فاضله ص 308 ، 256 ، 276 شود )
رُبّ
- بضم راء و تشديد باء از حروف جاره است مانند « ان يقتلوك فان قتلك لم يكن عارا و رب قتل عار » و براى تكثير آمده است چنان كه در مثال فوق و
« رب تال القرآن و القرآن يلعنه »
و تقليل مانند
« رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ »
و « رب رجل صالح لقيته » و گاه ما كافه به دو ملحق شود و او را از عمل باز دارد و داخل بر مضارع شود مانند
« رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ »
( از مغنى ص 70 )
رَبّ
- بفتح راء و تشديد باء ( اصطلاح فلسفى ) اطلاق بر رب النوع مىشود و مثلا گفته مىشود كه اسفندارمذ رب النوع زمين است . ( حكمة الاشراق ص 439 ) در عرفان نام حق تعالى است باعتبار نسبت ذات باعيان اعم از ارواح يا اجساد ، زيرا نسبت ذات باعيان ثابته منشأ اسماء الهيه است مانند قادر و مريد .
( از كشاف ص 526 ) .
رِبا
- ( اصطلاح فقهى ) يعنى زيادت قال الله
فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ
در فقه عبارت از زيادت يكى از دو بدل متجانس باشد بدون آنكه مقابل آن زياده عوض باشد و بر دو قسم است يكى رباء نسيه و آن اين است كه زيادهء مذكور در مقابل تأخير دفع باشد چنان كه مثلا در زمستان يك من گندم بخرد بيك من و نيم در تابستان دوم رباء فضل كه زياده مذكور بدون مقابل به نسيه باشد چنان كه مثلا در حال يك من گندم بدهد و يك من و نيم بگيرد يا ده مثقال طلاى مسكوك بدهد يازده مثقال بگيرد و اين هر دو حرام و باطل است به حكم
« الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ . . . »
رجوع شود به بيع ربوى - ( از كشاف ج 1 ص 654 - شرح لمعه ج 1 ص 280 الفقه . . . ص 245 ) و مورده المتجانسان اذا قدرا بالكيل و الوزن و زاد احدهما على الاخر قدرا . . . و تحريمه مؤكدة و هو من اعظم الكبائر و الدرهم منه اعظم وزرا من سبعين زنية ( بفتح زا و كسره ) بذات محرم و ضابط الجنس هنا ما دخل تحت اللفظ الخاص كالتمر و الزبيب و اللحم فالتمر جنس لجميع اصنافه و الزبيب جنس كذلك و الحنطة و الشعير هنا جنس واحد فى المشهور و اللحوم تابعة للحيوان و لا ربا فى المعدود و لا بين الوالد و ولده و لا بين الزوج و زوجته و لا بين المسلم و الحربى اذا اخذ المسلم الفضل و يثبت بينه و بين الذمى . ( از شرح لمعه ج 1 ص 280 - 282 ) رجوع به بيع ربوى شود .
رِباط
- اين اصطلاح در فقه بدين معنى به كار رفته است كه عدهء براى تفتيش حال مشركان فرستاده ميشدند و آنها از احوالات آنها با خبره شد و به مسلمانان اعلام ميكردند و كسانى هم كه در سرحدات بودند رباط ميناميدند .
رِباطات
- ( اصطلاحات نجومى ) اهل احكام و نجوم گويند رباطات در منازل