ر
رابِط
- ( اصطلاح ادبى و منطقى ) و آن نسبت ميان دو كلمه يا دو جمله است و آنچه دو يا چند كلمه و جمله را بهم پيوندد ، جملههائى كه نياز به رابط دارند عبارتند از جمله خبريه . صفت ، صله ، حال ، مفسره ، مشتغل عنه العامل ، بدل بعض ، - بدل اشتمال ، معمول صفت مشبه ، عاملان در باب تنازع ، جواب اسم شرط ، الفاظ توكيد مانند عين و نفس كه رابط آنها ضميرى است كه آنها را بما قبل خود ربط دهد .
( از مغنى ص 260 ) .
رابِطِه
- ( اصطلاح منطقى ) نسبت ميان موضوع و محمول را رابطه گويند و يا آن لفظى كه ميان موضوع و محمول را ربط دهد رابطه گويند مانند لفظ هو يا يكون و غيره كه اگر رابطه ذكر شود قضيه ثلاثى شود و الا ثنائى .
( ش ص 72 - اساس الاقتباس ص 65 ) و رجوع بوجود رابط و رابطى و ( كشف - المراد ص 17 ، 32 ) شود .
رَأى
- ( اصطلاح فلسفى ) رأى چيزى است كه مورد اعتقاد باشد و گفته مىشود رأى من چنين است يعنى اعتقاد من چنين است « رؤيا » يعنى آنچه در خواب ديده مىشود و بالاخره نظر كردن به چشم سر و قلب و عقل و صاحب رأى يعنى صاحب عقل و از نظر فلسفى جولان دادن خاطر است در مقدماتى كه اميد ميرود كه منتج به نتيجه گردد و رأى براى فكر ما مانند آلت است براى صانع و رأى عامى يعنى آراء عامه كه نظرهاى ابتدائى است .
( از اسفار ج 1 ص 328 و رجوع شود به ( تفسير ص 193 ) .
راجِح
- ( اصطلاح اصولى ) و لفظ هر گاه احتمال غير معنى حقيقى خود را دهد و در معنى حقيقى خود راجح باشد ظاهر گويند و بطور مطلق راجح باشد در معنى خود . ( از قوانين )
راجِع
- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) راجع يعنى باز بازگردنده بعضى از ستارگان در حركات خود راجع است و بعضى مستقيم ابو ريحان گويد خور و ماه را بايد يله كرد زيرا ايشان را اندر رفتن رجوع نيست لكن خمسهء متحيره را بايد مورد توجه