مطلقا ثابتا سرمديا غير متقدرة للمتقدم بحسب سرمديته فى الوجود و تأخرا صريحا دهريا متكمم للمتأخر بحسب حدوثها الدهرى لسبق العدم الصريح عليه سبقا مطلقا » .
( از قبسات ص 75 و رجوع شود به كشاف ص 479 خلسهء ملكوتيه - قبسات ص 8 ، 74 - شفا ج 1 ص 81 ، 208 - اسفار ج 1 ص 122 - مصنفات ج 1 رساله 5 ص 22 - رساله 3 ص 8 - جامع الحكمتين ص 113 )
دَهرِ اسفَل
- ( اصطلاح فلسفى ) وعاء طبايع كليه را از حيث انتساب آنها بمبادى عاليه دهر اسفل ناميدهاند .
( از درر الفوائد ص 148 )
دهر ايسر
- ( اصطلاح فلسفى ) وعاء مثل معلقه را دهر ايسر گويند .
( از درر الفوائد ص 148 )
دَهِر ايمَن
- ( اصطلاح فلسفى ) وعاء عقول مترتبه و عرضيهء متكافئه را دهر ايمن ناميدهاند .
( از درر الفوائد ص 148 )
دَهرِ ايمَنِ اسفَل
- ( اصطلاح فلسفى ) وعاء نفوس كليه را دهر ايمن اسفل ناميدهاند .
( از درر الفوائد ص 148 )
دَهرى
- ( اصطلاح فلسفى ) دهرى به كسى ميگويند كه قائل بقدم دهر بمعنى زمان بوده و حوادث را مستند بدهر ميداند و بعبارت ديگر كسى كه قائل بخداى مدبر جهان وجود نيست دهرى ناميدهاند « اما الدهرية فالحس هو الذى اعتمدت عليه » .
( تهافت التهافت ص 416 - كشاف ص 480 )
دَهِش
- ( اصطلاح عرفانى ) و عبارت از سطوت خاصى است كه خرد محب را از جهت هيبت محبوب خود مصدوم كند .
در شرح منازل است كه دهشت مريد در مقام صولت حال بر علمش مىباشد يعنى آنچه در اوائل وارد شود كه عبارت از واردات اوليه باشد مانند بروق و لوائح كه حالتى بر سالك دست ميدهد كه دهشت است و اين جهت صولت كشف باشد و در موقعى كه سالك در تلون است و خود را مهذب مينمايد متحول مىشود و در اثر مشاهدهء اعمال و نفس خود دهشت مىكند .
( رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا تأليف نگارنده شود ) .
دَيات
- ( اصطلاح فقهى ) ديات جمع ديت است و آن مقدار مال معينى است كه از طرف شرع جهت پاره از جنايات كمتر از قتل و يا خود قتل معين شده است .
در معتقد الاماميه آمده است :
ديت مرد آزاد مسلمان در قتل عمد صد اشتر بود ، يا دويست گاو ، يا دويست جامه ، يا هزار گوسفند ، يا هزار دينار ، يا ده هزار درهم نقره . دليل بر اين ، اجماع اين طائفه است .
و آن كس كه گويد گوسفند ميشينه بايد ، و درم دوازده هزار ، دليل بر وى باشد ، زيرا كه اصل برائت ذمت است .
و اين ديت در مال قاتل واجب باشد ، و در مدت يك سال ادا بايد كرد .
و ديت قتل خطا كه مانند عمد باشد .
بر كسى كه خداوند اشتر بود سى و سه حقه باشد . و سى و سه جذعه ، و سى و سه ثنيه . و اين هم چنان بايد كه گشن داده باشند .
و اين ديت هم در مال قاتل واجب باشد .