سنت در حج شروع كرد ، واجب بود بر وى آن را اتمام كردن ، و اگر از وى فائت شد قضايش لازم نبود وى را .
شرائط وجوب حج آنست كه آزاد باشد ، و بالغ ، و كامل عقل ، و استطاعت آن دارد . و در اين خلاف نيست .
و استطاعت به آن باشد كه تندرست بود ، و راه گشاده بود و ايمن ، و زاد و راحله ، و آنچه كفايت بود وى را ، كه شرط حسن امر بعبادت قدرت است ، و توانايى بر عبادت .
و چون خداى تعالى در امر كردن به حج استطاعت شرط كرده است ، و گفته :
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
.
و هر كه تمكن ندارد نفقهء خود را و عيال خود را ، استطاعت ندارد ، چون نفقهء عيال بر وى فريضه باشد .
و از رسول ص پرسيدند : « ما السبيل » ؟
سبيل چيست ؟ فقال :
« الزاد و الراحلة »
، سبيل زاد و راحله است .
امام قول خداى تعالى :
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ »
، يعنى :
آواز ده و اعلام كن مردمان را به حج كردن ، تا بيايند به تو و پيادهگان و بر هر شترى باريك ميان . مراد به اين آيت اهل مكه و حاضران مكهاند .
و نيز هيچ منع نيست از آنكه حج سنت پياده كنند .
و شرايط صحت حج اسلام است ، و كمال عقل ، و وقت ، و نيت ، بىخلاف ، [ و شرطى ديگر ] و آن ختنه كردن باشد باجماع آل محمد .
( معتقد اماميه ص 29 ، 300 ) و نزد اهل ذوق ، سير و سلوك الى الله را گويند كه از روى ارادت بهدايت و عنايت بارى بر آرى و قدم از شهرستان هستى بدر نهى ، و گام ناكامى در بيابان نيستى زنى ، تا بموضوع احرام رسى و مجردانه لباس بىاساس ناس و دلق خلق از گردن خود بدر كنى و احرام تجريد و خلعت تفريد خليلانه درپوشى ، و عالمانه از بين العلمين عبور فرمائى ، و عارفانه بر عرفات معرفت بر آيى و كبش نفس را قربان سازى ، و صوفيانه بصفاى دل و مروهء جان فرود آيى و احجار افعال ناپسنديده آورى و چون درآيى گرد ود بر آيى ، و بمحبت كرم و الطاف قدم بطواف مشغول گردى ، چون و اصل شاهد حجر الاسود شوى ، مستانه به قبلهء او قبله نهى و بعد از اداى فرائض و سنن بوجه احسن دست در حلقهء توكل زنى ، و خرم و شادان مراجعت كنى .
حاجى خانهء دل اين باشد * حج ياران ما چنين باشد
( از رسائل ج 1 ص 8 )
حَجِّ استيجارى
- ( اصطلاح فقهى ) حج نيابى حج يكى از عباداتى است كه با شرايطى نيابت در آن جايز است و اجارت كسى كه حج كند ، روا بود ، زيرا كه اصل جايز بودن اجارت است در همه چيزى . هر كه در بعضى اجارت منع كند محتاج دليل باشد .
و مستاجر چون احرام گيرد مستحق اجرت شود ، و همچنين اگر بميرد بعد از آنكه احرام گرفته باشد و در حرم رفته .
و حج از ذمت آن كس كه از براى وى حج ميگيرد ساقط گردد .
( از معتقد الاماميه ص 333 )
حَجِّ إفراد
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به حج شود
حِجاب
- ( اصطلاح عرفانى ، فقهى ) در عرفان و در اصطلاح مانع ميان عاشق و معشوق