از قرآن است كه حبل متين عظمت الهى است و كنايت از احكام الهى است . ( تفسير حدائق ص 184 )
حَبَّة القلب
- ( اصطلاح عرفانى ) رجوع بقلب شود
حَبَّةُ الخَضراء
- ( اصطلاح عرفانى ) رجوع بقلب شود
حَبوَة
- ( اصطلاح فقهى ) و عبارت از لباس . انگشترى و مصحف و لوازم ويژهء پدر است كه خارج از حدود ارث به فرزند بزرگتر رسد و ديگران را در آن حقى نيست و در مقابل آن فرزند بزرگتر را وظايفى است .
حُبيَّه
- ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) به ضم حاء و تشديد با فرقهء از متصوفهء مبطلهاند و گويند : بنده چون بدرجهء محبت رسد تكليف از وى بر خيزد ( از كشاف ج 1 ص 300 )
حَتّى
- ( اصطلاح ادبى ) كلمهء حتى در زبان عرب از حروف جاره است و براى يكى از سه معنى به كار برده مىشود يكى انتهاء غايت كه غالب است دوم تعليل و سوم بمعنى الا استثنائى كه كمترين موارد استعمال آنست و بالجمله حتى بر سه وجه استعمال مىشود 1 - حرف جاره بمعنى الى در معنى و عمل و لكن مجرور آن عام است و مخصوص بذى اجزاء نيست مانند « اكلت السمكة حتى رأسها » و
« سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ »
2 حتى عاطفه بمنزلهء و او با قيد آنكه معطوف آن بايد اسم ظاهر باشد نه ضمير و ديگر آنكه معطوف آن بعضى و قسمتى از معطوف عليه باشد مانند « قدم الحاج حتى المشاة » 3 حتى ابتدائيه كه بعد از آن جملهء ابتدائى واقع شود يعنى حتى استينافيه اعم از آنكه جمله اسميه باشد يا فعليه مانند
« حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ »
( رجوع شود به مغنى ص 67 )
حَجّ
- ( فقه ) حج يعنى قصد و در اصطلاح فقهاء عبارت از اعمال و مناسك مخصوص است در موقع خاص و در محل معينى بنام مكهء معظمه و يكى از اعمال واجبهايست كه بر هر فردى در مدت عمر يك دفعه واجب است كه آن را حجة الاسلام گويند البته بر افراد مستطيع و اين موضوع هم جنبهء عبادى دارد و هم اجتماعى و در اسلام اهميت بسيار براى آن قائلند در قرآن مجيد است كه
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
و
« الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ . »
و بالجمله حج بر سه نوع است 1 تمتع و اصل آن تلذذ بود و بدان جهت تمتع نامند كه بين آن و عمرهاش فاصله است و در آن فاصله تواند انتفاع و تلذذ برد و آن يعنى حج تمتع واجب است بر كسى كه تا مكه لااقل 48 ميل فاصلهء منزلى داشته باشد و در حج تمتع اعمال عمره مقدم بر اعمال حج است 2 حج قرآن 3 حج افراد كه در هر دو عمره مؤخر از اعمال حج است لكن در حج قرآن حاج مخير است در عقد احرام بين « هدى و تلبيه » و در افراد حتماً بايد احرام به « تلبيه » باشد و بعضى گويند حج قرآن را بدان جهت قرآن گويند كه نيت حج و عمره يكى است و بعد از انجام تمام افعال حج و عمره « محل » مىشود و بالجمله حج افراد و قرآن بر كسى واجب است كه مسافت بين منزل و مسكن او تا