تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥

حالت اضطِرار

- ( اصطلاح فقهى ) حالت ناچارى و ضرورت را گويند كه در آن حالت خوردن مردار حلال شده و در آن حالت بجاى وضو و غسل تيمم روا باشد و در هر حال موارد آن متفاوت است چه بسيار محرمات كه حلال شوند و چه بسيار محللات كه حرام شوند . واجب حرام شود و حرام واجب .

حاليَه

- ( اصطلاح عرفانى ) فرقهء از متصوفه‌اند كه ميگويند : رقص ، سماع ، دست زدن و چرخ رفتن و سرود شنيدن حال است و با اين افعال حالتى مىآورند كه بيهوش ميشوند و مريدان آنها ميگويند ، شيخ تصرف كرده حال آورده ( كشاف ص 365 ) .

حامِل

- ( اصطلاح هيوى ) و فلك خارج مركز را در غير از آفتاب در افلاك ديگر فلك حامل خوانند مانند فلك حامل ماه و حامل افلاك داخل در ثخن ممثلات بود .

حامل الدبوس

- ( اصطلاح نجومى ) و آن ستاره بود وقاع در جاثى . رجوع به جاثى شود .

حامِل رأسِ الغول

- ( اصطلاح نجومى ) و آن صورت برشاوش بود رجوع شود به برشاوش .

حامِل المقرب

- ( اصطلاح فقهى ) در اصطلاح فقها زن آبستن را گويند كه نزديك به وضع حمل باشد . وى نبايد روزه بگيرد . ( از شرح لمعه ج 1 ص 128 )

حامِلُ الموقُوف

- ( اصطلاح اهل عروض ) و عبارتست از آنكه در تركيب معنى انگيزد كه در يك بيت تمام نشود و بضرورت در بيت دوم تمام كند پس سياق تركيب چنان آورد كه بيت اول موقوف ماند و بيت دوم حامل گردد مثال :
هيچ دانى چرا سنت چرخ بگشت * هيچ دانى چراست زمين بجا آن به قدر تو ديد و گشت سرش * قدرتت اين بديد و ماند بجا
( از كشاف ج 1 ص 309 )

حاوى

- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) هر فلك را نسبت به فلك ما فوق خود محوى و فلك بالائين را نسبت بما دون خود حاوى گويند رجوع به خارج مركز و افلاك شود .

حايِض

- ( اصطلاح فقهى ) از صفات ويژه زنان است و كسى كه حيض بود حائض گويند رجوع به حيض شود .

حُبّ

- ( اصطلاح عرفانى ) دوستى و محبت است حب مفرط را عشق گويند و گاه حب مرادف با عشق به كار رفته است . درباره ذو النون بنوشته‌اند كه هذا حبيب الله مات فى حب الله فهو قتيل الله در حديث است كه من احب شيئا اكثر ذكره ( كيمياى سعادت ص 66 ) من صافاه الحب فهو صاف و من صافاه الحبيب فهو صفى ( كشف المحجوب ص 39 ) و نيز در روايت است : احبب ما احببت فانك مفارقه ، حب گاهى ممدوح و گاهى مذموم است بر حسب محبوب از جمله حب‌هاى مذموم حب جاه و رياست است . كه فرمودند ان آخر ما يخرج من رءوس الصديقين حب الرئاسة تركيبات آن : حب مقام ، حب جاه ، حب مال ، حب فرزند و عيال ، حب رياست حب علم .

حَبلُ المَتين

- ( اصطلاح عرفانى ) كنايت