تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
بنوعى از حيلت كه تقديم مقدمات و استعمال رويت باشد . ( از اسفار ج 1 ص 325 )

دَرَجاتِ رَوشَن و تاريك

- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد : اين نيز همچنانست بىنظام و چاره نيست كه بجدول ياد بايد داشتن . و اين را منجمان اندر دانستن رنگها و نيكويى و روشنى چيزها و نيرو و سستى و شادى و اندوه و دشوارى و آسانى به كار دارند . و دو نسخت بر آن متفق كم يافته شود . و روشن را مضىء خوانند و نير نيز . و آنك از وى كمتر است قتم اى گرد گرفته و متدخن اى دودناك و ذو ظل اى سايه دار . و آنچ تهى باشد خالى و فارغ . ( رجوع شود به الفهيم ص 421 )

دَرَجاتِ سعادت‌افزاى

- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد : اما درجه‌هاى سعادت افزاى آنست كه چون خداوند نوبت از شمس و قمر يا درجهء طالع يا سهم سعادت اندر آن افتد سعادت فزايد . و آبار چون چاههاست كه ستاره‌اند آن ضعيف گردد از فعل خويش چنانك نه از سعد نيكويى توان پديد آوردن و نه از نحس بدى . و زين جهت بصلاح منسوب كردند و اندر جدول بنهاديم و بالله التوفيق . ( رجوع شود به التفهيم ص 423 )

دَرَجاتِ نَر و ماده

- ( اصطلاح نجومى ) اهل نجوم پارهء از بروج را ماده و پارهء را نر دانند و همين طور درجات بروج را هم به نر و ماده تقسيم كرده‌اند و در احكام نجوم و تقويمات آثارى بر اين اوصاف فرضى مترتب دانند . ابو ريحان گويد : اندرين بسيار خلاف كردند و راه هر يكى از آن ديگر دور شد . و اما هر چيزى كه با وى برهان نبود يا قياسى يا نظامى كه دل بدان بيارامد و آنچ از وى بيرون آرى پيدا نبود تا از وى بازگرديم بدرست كردن آن ، نتوان راه يافتن به دو . و با اين همه نه چيزيست ميان ايشان خرد و لكن از وى بر نرى و مادگى همچنان دليل همىگيرند چون از برجها . اما آن كه باشد از ايشان هست كه راه بروج اندر آن بسپرد . و نخستين درجه از هر برجى مردمان كه آن را نظامى دادند هر گونه نر ، نر نهاد . و دوم ماده و سوم نر ، بر جفت و طاق . و نخستين درجه از هر برجى ماده ، ماده كردند و دوم نر ، همچنين تا به آخر . و هست كه اين راه بدرجه‌هاى به كار نبرند و لكن باثنا عشريات تا بهر برجى نر و ماده چندان باشد كه به همه فلك است از برجها ، پس از هر برجى نر دو درجه و نيم نخستين نر كردند و دوم ماده . و زهر برجى ماده دو درجه و نيم نخستين ماده كردند و دوم نر و همچنين تا به آخر . و گروهى از پيشينيان از هر برجى نر دوازده درجه و نيم نر كردند و آنگاه همچندان ماده . و سپس دو درجه و نيم نر و همچندان ماده . و زهر برجى ماده دوازده درجه و نيم ماده كردند از نخست و ديگر دوازده درجه و نيم نر كردند از