بنوعى از حيلت كه تقديم مقدمات و استعمال رويت باشد .
( از اسفار ج 1 ص 325 )
دَرَجاتِ رَوشَن و تاريك
- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد :
اين نيز همچنانست بىنظام و چاره نيست كه بجدول ياد بايد داشتن . و اين را منجمان اندر دانستن رنگها و نيكويى و روشنى چيزها و نيرو و سستى و شادى و اندوه و دشوارى و آسانى به كار دارند .
و دو نسخت بر آن متفق كم يافته شود .
و روشن را مضىء خوانند و نير نيز . و آنك از وى كمتر است قتم اى گرد گرفته و متدخن اى دودناك و ذو ظل اى سايه دار .
و آنچ تهى باشد خالى و فارغ .
( رجوع شود به الفهيم ص 421 )
دَرَجاتِ سعادتافزاى
- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد :
اما درجههاى سعادت افزاى آنست كه چون خداوند نوبت از شمس و قمر يا درجهء طالع يا سهم سعادت اندر آن افتد سعادت فزايد . و آبار چون چاههاست كه ستارهاند آن ضعيف گردد از فعل خويش چنانك نه از سعد نيكويى توان پديد آوردن و نه از نحس بدى . و زين جهت بصلاح منسوب كردند و اندر جدول بنهاديم و بالله التوفيق .
( رجوع شود به التفهيم ص 423 )
دَرَجاتِ نَر و ماده
- ( اصطلاح نجومى ) اهل نجوم پارهء از بروج را ماده و پارهء را نر دانند و همين طور درجات بروج را هم به نر و ماده تقسيم كردهاند و در احكام نجوم و تقويمات آثارى بر اين اوصاف فرضى مترتب دانند .
ابو ريحان گويد :
اندرين بسيار خلاف كردند و راه هر يكى از آن ديگر دور شد . و اما هر چيزى كه با وى برهان نبود يا قياسى يا نظامى كه دل بدان بيارامد و آنچ از وى بيرون آرى پيدا نبود تا از وى بازگرديم بدرست كردن آن ، نتوان راه يافتن به دو .
و با اين همه نه چيزيست ميان ايشان خرد و لكن از وى بر نرى و مادگى همچنان دليل همىگيرند چون از برجها . اما آن كه باشد از ايشان هست كه راه بروج اندر آن بسپرد . و نخستين درجه از هر برجى مردمان كه آن را نظامى دادند هر گونه نر ، نر نهاد . و دوم ماده و سوم نر ، بر جفت و طاق . و نخستين درجه از هر برجى ماده ، ماده كردند و دوم نر ، همچنين تا به آخر . و هست كه اين راه بدرجههاى به كار نبرند و لكن باثنا عشريات تا بهر برجى نر و ماده چندان باشد كه به همه فلك است از برجها ، پس از هر برجى نر دو درجه و نيم نخستين نر كردند و دوم ماده . و زهر برجى ماده دو درجه و نيم نخستين ماده كردند و دوم نر و همچنين تا به آخر .
و گروهى از پيشينيان از هر برجى نر دوازده درجه و نيم نر كردند و آنگاه همچندان ماده . و سپس دو درجه و نيم نر و همچندان ماده . و زهر برجى ماده دوازده درجه و نيم ماده كردند از نخست و ديگر دوازده درجه و نيم نر كردند از