تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
بالعكس ، و در اصطلاح صولتى است كه منشأ آن هواى نفس و استيلاى او بود و موجب صدور افعال و اعمالى است مخالف با شرع بدين جهت باد مخالف باشد .

الدُّبَّه

- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) ستارگان گرد دب اكبر بود يعنى ستارگانى كه كمر دب اكبر را بوجود آورده‌اند ( بضم دال و فتح باء ) .

دَبَران

- ( اصطلاح هيونى و نجومى ) بفتح دال و با و منزل چهارم از منازل 28 گانهء قمر بود و علامت آن ستاره‌ايست روشن از قدر اول و چهار ستارهء ديگر از قدر ثالث بر صورت . . . و آن ستارهء روشن كه بر طرف او بود بمنزلهء چشم جنوبى ثور است و از اين جهت آن را عين الثور خوانند و آنكه بر طرف ديگر است بمنزلهء چشم شمالى ثور است و آنكه بر زاويه است بمنزلهء بينى او و چون تابع ثريا بود او را دبران ناميده‌اند و تابع النجم و تالى النجم و مجدح ( بضم جيم و فتح دال ) نيز گويند و مجدح چوبى بود داراى دو شعبه ( از بيست باب ملا مظفر ) . ( مجدج و مجدح هر دو ديده شد )

دَبُوس

- ( اصطلاح نجومى ) و ستارهء بود واقع در دست راست جاثى و آن را حامل الدبوس گويند و گفته‌اند حامل الدبوس كوكبى بود واقع بر كتف راست و از جمله ستارگان جاثى مرفق الجاثى ، معصم الجاثى است . ( دبوس . بفتح دال ) ( از كشاف ص 465 )

دِثار

- ( اصطلاح عرفانى ) دثار جامه‌اى را گويند كه بالاى شعار مىپوشند مانند « جبه » و « فرجى » و غيره و اين عمل را در مرتبت كمال عبوديت و بعد از سير و سلوك و انجام وظايف كنند و آن را حقوقى است بنده بايد متحقق بمرتبت كمال انسانيت شده باشد و طريقت و شريعت را پاى بند شده باشد . ( از دستور العلماء - اصطلاحات صوفيه خطى ثبت 854 ) .

دثور

- ( اصطلاح عرفانى ) مراد از دثور هلاك و فنا است . ( از اسفار ج 2 ص 173 )

دَجاجَه

- ( اصطلاح نجومى ) و نام ديگرى است از صورت طائر . ( رجوع شود به صور الكواكب ص 70 ) . ( بفتح و ضم دال ) . بهر حال يكى از صور كواكب شمالى بود واقع در مجره ( كهكشان ) و ستارگان آن عبارتند از ردف ( ذنب الدجاجة ) منقار الدجاجه . صدر الدجاجه ركبة الدجاجه ظلف الدجاجه جناح الدجاجه

دَخيل

- ( اصطلاح ادبى ) و در لغت به معناى بميان در آينده است و در اصطلاح عبارت از حروف متحركى است كه واسطهء ميان الف تأسيس و روى باشد مثل واو باور ، داور ، و ياء « شمايل و قبايل » ( از دره نجفى ص 66 ) .

دَرّاكِ فَعّال

- ( اصطلاح فلسفى ) موجود حى است « الحى هو الدراك الفعال » . ( از مجموعهء دوم مصنفات ص 117 )

درايت

- ( اصطلاح منطقى ) درايت عبارت از معرفتى است كه حاصل مىشود