و در حيوان بمطلق عقد ، خيار ثلث ، ثابت است مشترى را ، بىآنكه شرط كنند .
و در كنيزك مدت استبراى او ، براى آنكه چون عيب در حيوان پوشيدهتر است ، و غبن در وى قوىتر ، حيوان را فسحتى دادهاند كه غير او را ندادهاند .
و چون مدت خيار بسر آيد ، خيار منقطع گردد . و همچنين چون تصرف كند در مبيع تصرف مالكانه . و تصرف از بايع فسخ است ، و از مشترى اجازت .
و اما خيار رؤيت . منقطع شود چون مبيع را هم بر آن صفت بيند كه خريده باشد ، يا خلاف آن بيند ، در حال فسخ كند ، زيرا كه اين بر فور است .
و ابتداى خيار مدت از وقت تفرق باشد به ابدان ، نه از وقت حصول عقد ، از براى آنكه اين خيار بعد از ثبوت عقد ثابت ميگردد ، و ساقط نشود الا پس از آنكه متفرق شوند .
و خيار مجلس در جملهء انواع بين بود ، و هم خيار شرط ، الا عقد الصرف كه درو نرود ، بىخلاف . و خيار مجلس نرود در آنچه بيع نيست ، زيرا كه رسول ص گفت :
« المتبايعان بالخيار »
، تخصيص كرده است بخيار آن را كه اين اسم به روى واقع آيد و آن را كه اختيار باشد ، اگر بىحضور صاحبش فسخ كند ، روا بود . و اگر كسى منع كند ، دليل به روى باشد .
و چون مبيع در مدت خيار تلف شود از مال بايع باشد ، مگر كه مشترى در آن تصرف كرده باشد ، كه دليل رضا كند ، آنگه از مال وى باشد .
و چون مشترى در مدت خيار با كنيزك و طى كند ، از جهت وى عقد لازم بود ، و از جهت بايع خيار باقى باشد ، و اگر چه وى را بيند كه با كنيزك مباشرت مىكند .
و اگر بايع فسخ عقد كند ، و كنيزك آبستن باشد از مشترى ، مشترى را لازم باشد كه به قيمت فرزند ببايع دهد ، و عشر قيمت كنيزك اگر بكر بوده باشد ، و نصف عشر قيمتش اگر بكر نبوده باشد .
و خيار ميراث باشد ، زيرا كه حق ميت بود چون حقوق ديگر .
و چون عيبى ظاهر شود كه در مبيع بوده باشد پيش از قبض : مشترى را چون معلوم شود ، رد تواند كرد . و اين خيار رد است ، منقطع نشود مگر بتأخير رد ، يا برضا دادن بعيب ، يا به آنكه نزديك مشترى عيبى ديگر پديد آيد ، كه اينجا رد نتواند كرد ، اما از شش تواند خواست و همچنين به شرط برائت خريده باشد رد نتواند .
و اگر تصرف كرد درو ، هم رد نتواند كرد ، اما ارش طلب تواند داشت ، از براى آنكه تصرف دلالت بر آن نكند كه ببيع راضى شده است ، و دلالت نكند بر آنكه بعيب راضى شده است .
و اگر كنيزك باشد تصرف بوطى باشد و عيب او آبستنى بود ، وى را رسد كه رد كند ، و نصف عشر قيمتش بدهد از براى و طى . و بديوانگى و برص ، و جذام ، تا مدت يك سال ، رد نتواند كرد ، مادام كه مانعى نباشد ، زيرا كه اين عيبها در مدت يك سال ظاهر گردد .
و اگر گوسفندى يا گاوى را شير تا دوشيده باشد ، و گذاشته تا پستان وى پر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 828
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٨٢٨