جامى گويد :
اصل جنت [ جنات ] جنة الذات است * عرضها الارض و السماوات است
ارض چه بود حقايق اعيان * مستقر در نشيمن امكان
آسمان چه ؟ صفات يا اسماء * متأخر ز حكمشان اشياء
وحدت صرف و هستى ساذج * بود اينها همه درو مدرج
جَنَّةُ الوِراثَه
- ( اصطلاح عرفانى ) جنت نفس است كه از اخلاق حميده است و حصول اين اخلاق بكمال حسن متابعت انبياء تواند بود ( از رسائل شاه نعمت الله ج 3 ص 18 ) .
اصولا كلمهء جنت كه در اصطلاح عارفان آمده است مأخوذ از قرآن است
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
و
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلًا بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
.
جِنْس
- ( اصطلاح منطقى ) جزء ذاتى ميان انواع مختلف الحقائق را جنس مينامند و از آن جهت كه در تشخص و تحصل احتياج بفصل دارد طبيعت مبهمه ناميدهاند .
جنس و فصل در وجود متحدند مانند ماده و صورت خارجى در اجسام و همانطور كه ماده و صورت بدون يكديگر محقق و موجود نمىباشند جنس و فصل هم بدون يكديگر موجود و محقق نخواهند بود و همانطور كه صورت علت حصول ماده است فصل هم محصل جنس است و از همين جهت است كه گفتهاند فصل مقدم بر جنس است و صورت مقدم بر ماده جنس و فصل را ماده و صورت تحليلى عقلى هم خواندهاند جنس و فصل در مركبات تحليلى است و ماده و صورت در مركبات خارجى و جنس همان مادهء عقلى است و فصل صورت عقلى .
( اساس الاقتباس ص 27 - تهافت التهافت ص 382 - ، 376 ، 373 ، 291 ) .
ابو البركات بغدادى ميگويد : جنس و نوع و صنف از لحاظ لغوى بيك معنى آمدهاند و لكن فلاسفه هر يك از آن كلمات را براى معناى خاصى برگزيدهاند « الجنس و النوع و الصنف يقال فى العرف اللغوى بمعنى واحد و . . . » .
( المعتبر ج 3 ص 16 ) .
سبزوارى گويد : جنس و فصل اگر به شرط لا مأخوذ شوند ماده و صورت مىباشد و اگر لابشرط لحاظ شوند جنس و فصل ميباشند و ماده و صورت خارجى همان جنس و فصل عقلىاند « جنس و فصل لا به شرط حملا فمدة و صورة به شرط لا » .
( از شرح منظومه ص 93 ) .
اخوان الصفا در تعريف جنس آرند :
« كل لفظة يشار بها الى كثرة مختلفة الصور تعمها كلها صورة اخرى كالحيوان و النبات » .
كه هر لفظى كه شامل انواع مختلف الحقائق شود جنس خواهد بود .
( اخوان ج 1 ص 314 ) .
ابن رشد گويد : جنس عبارت از كلى اول از كليات است و هر فصلى در جنسى موجب تحصل نوعى است غير از نوعى كه فصل ديگر موجب شود .
( تفسير ص 1369 ) .
جِنْسِ سافِل
- ( اصطلاح منطقى ) هر كلى كه مشترك ميان چند نوع مختلف الحقائق باشد جنس است تعريف ديگر آنكه هر مفهومى كه شامل انواع و اجناس مختلف