تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
« يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ »
. مثال فارسى :
بهرام كه گور ميگرفتى همه عمر * ديدى كه چگونه گور بهرام گرفت چون ناى بينوايم ازين ناى بينوا * شادى نديده هيچ كس از ناى بينوا
و جناس محرف كه جمعى آن را ناقص خوانده‌اند آن باشد كه دو ركن مختلف باشد در حركت و سكون يا در نوع حركات چنان كه
« لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ »
و در خبر است « الجاهل اما مفرط او مفرط » . عرب گويد : « من قتل قتل و من رحم رحم » .
ملك جم بر ملك قرار گرفت * روزگار آخر اعتبار گرفت
صبحدم ناله قمرى شنو از طرف چمن * تا فراموش كنى محنت دور قمرى
و جناس زايد آنست كه در يكى از دو ركن حرفى زايد بر ديگرى باشد و آن زياده يا در اول است مثل آيهء مباركه
« وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ »
يا در وسط چنان كه گويند « جدى جهدى » يعنى بخت و اقبال من مشقت و كوشش من است يا در آخر . . . .
ساقى بده آن كوزه ياقوت روان را * ياقوت چه باشد بده آن قوت روان را
و جناس و مركب و . . . . رجوع شود به ( ابدع ص 225 - 246 ) .

جَنايِب

- جمع جنيب و جنيبت است كه بعد و دورى است از حضرت حق و از معرفت حقايق اشياء و آنان كه محجوبند باوهام خود و دلائل مىجويند از اثر بمؤثر راهروان راه حق در منازل نفوس و حاملان زاد و تقوى و طاعت‌اند كه سير ايشان السير الى الله است نه بمانند اهل شهود و عيان :

جنت

- ( اصطلاح كلامى ) جنت يعنى بهشت اخوان الصفا گويند : بهشت عبارت از عالم ارواح است و همهء آن صورت روحانيه است نه هيولاى جرمانيه و بلكه حيات محضه است و راحت و لذت و سرور محض است و كون و فساد را آنجا راهى نيست . صدر الدين نيز گويد : بهشت بر دو قسم است يكى بهشت معقول و روحانى كه آن محل مقربين است و ديگر بهشت محسوس . ( از اخوان ج 2 ص 52 - رساله عرشيهء صدرا ص 182 ) .

جَنْبُ الفَرَس

- ( اصطلاح نجومى ) جنب و جناح الفرس يكى از كواكب صورت فرس بود و آن را باسرة الفرس فرغ ثانى خوانند .

جَنَّتِ اعْمال

- ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از جنت صوريه است از جنس مطاعم سازگار و مشارب خوشگوار
« جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
:
جنت اعمال اين جنت بود * جنت محسوس پر نعمت بود
( از رسائل شاه نعمت الله ج 3 ص 17 ) .

جَنَّتِ ذات

- ( اصطلاح عرفانى ) مراد جنب جبروت و مشاهدهء جمال احديت است و آن جنت روح است .
اين جنت روح عارفانست * خود راحت روح عارفانست
( از رسائل شاه نعمت الله ج 3 ص 18 ) . در مقابل جنت صفات است كه مراد تجليات صفات و اسماء الهيه است و اين جنت دل صاحبدلان است در جنت ذات گفته است و
جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
.