جفت جفت و عاشقان جفت خويش * آسمان گويد زمين را مرحبا
با توام چون آهن و آهن ربا * خاك گويد خاك تن را بازگرد
ترك جان گو سوى ما همچو قدد * جنس مائى پيش ما اولى ترى
به كزين تن و ابرى وين سو پرى * جذبهء اين اصلها و فرعها
هر دمى رنجى نهد در جسم ما
جَرّ
- ( اصطلاح ادبى ) جر بتشديد راء زبر دادن آخر كلمه باشد و نحويان بنوعى از اعراب گويند كه در لفظ علامت آن دو زبر باشد و گاه اعراب در حال جر به حرف است چنان كه در تثنيه و جمع و اسماء سته به يا باشد عوامل جر را حروف جاره گويند و آنها هفده حرفند .
( از كشاف ج 1 ص 222 ) .
رجوع به حروف جاره شود .
جَرْح
- ( اصطلاح حديث ) جرح در لغت عيب كردن ، نقصان وارد آوردن است به زبان و جرح شاهد مجروح بودن او است به آنكه شهادتش مشكوك باشد و در اصطلاح فقها اظهار كردن فسق شاهد باشد در مقابل تعديل است و كسى را مجروح گويند كه اعتبارى بقول و فعل او نباشد از جهت سهل انگارى و مسامحه در انجام احكام در اصطلاح حديث گويند راوى بايد مجروح نباشد يعنى كلماتى كه جرح است درباره وى گفته نشده باشد و بلكه بايد درباره او كلماتى كه مدح است گفته شده باشد .
( از معالم ص 205 قوانين ص 475 - كشاف ج 1 ص 211 - درايه ص 93 ) .
در اصول رشاد در مورد جرح و تعديل آمده است : هر گاه راوى مشتهر بتقوى و يا متهم بفساد اخلاق باشد همين اشتهار براى قبول يا رد روايت وى كافى است - ولى اگر خصوصيات اخلاقى وى بر اهل حديث مجهول باشد در اين صورت از عدول مطلعين دربارهء وى اختبار مىشود چنانچه مطلعين وى را تعديل كردند حديثش مقبول و اگر جرح كردند مطرود ميگردد .
در جرح و تعديل لازم است كه جارح و مزكى عادل و مطلع بر احوال رجال خبر باشد و از حيث تعداد هم لااقل دو نفر باشند چه آنكه تعديل و يا جرح مانند تزكيه شاهد است و همانطور كه در تزكيهء شاهد تعدد مزكى لازم است همين طور در تعديل راوى و يا جرح وى نيز تعدد معدل و جارح لازم مىباشد .
جرح و تعديل بايد مدلل و مقرون بذكر سبب باشد يعنى موجبات عدالت و يا ضعف راوى در آنها صريحا قيد گردد - بنا بر اين تعديل مطلق و يا جرح بدون ذكر سبب مؤثر نخواهد بود .
هرگاه يكى از رواة را عدهء جرح و عدهء ديگر تعديل نمايند در اين صورت قول جارحين مقدم مىشود - چه آنكه قول معدل معمولا مبتنى بر عدم مشاهدهء عمل خلاف از راوى مزبور است لكن قول جارح مبتنى بر مشاهدهء خلاف از وى مىباشد - پس قول دوم كه مبتنى بر حس و مشاهده است مقدم خواهد بود .
( اصول رشاد ص 212 ) .
در كليات حقوقى آمده است :
وقتى مدعى جهت اثبات دعوى خود شهودى اقامه كرد و براى اثبات عدالت آنها بينه آورده باشد و از طرفى مدعى عليه