تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
انسان و ساير حيوانات است . ( از دستور ج 1 ص 292 ) . رجوع به جنس شود .

جُزءِ عَمَلى

- ( اصطلاح فلسفى ) و منظور عقل عملى است . ( رجوع شود به ترجمهء آراء اهل مدينه ص 269 و رجوع به عقل عملى شود ) .

جُزءِ لا يَتَجَزّى

- ( اصطلاح فلسفى و كلامى ) جزء لا يتجزى يعنى جزئى كه قابل تجزيه و تقسيم نيست كه جواهر فرد هم ناميده‌اند و كسانى كه مانند ذيمقراطيس قائل باجزاء لا يتجزى شده‌اند گويند اجسام مركب از عدهء زيادى از اجزاء است بعضى از فلاسفه اجسام را متصل واحد نمىدانند و كسانى كه قائل بجزء لا يتجزى نمىباشند گويند اجسام متصل واحدند و بطور بىنهايت قابل تقسيم‌اند در مقابل پيروان جزء كه ميگويند : جزء جوهرى است ذو وضع و قبول قسمت نمىكند نه قطعا و نه هما و نه فرضا . توضيح آنكه جسم نزد متكلمان مركب از اجزاء لا يتجزى بوده و نزد حكماء مركب از ماده و صورت مىباشد متكلمان گمان كرده‌اند كه قول به هيولى مستلزم قول بقدم عالم است و بيان شد كه كسانى كه قائل بجواهر فرد ميباشند اجزاء را جسم نمىدانند و لكن ميگويند كه اجسام از اجزاء بوجود مىآيد عدهء ديگر از پيروان جزء ميگويند كه اجزاء داراى اشكال خاص ميباشند و خود آنها نيز جسم‌اند . ( از دستور ج 1 ص 392 ) و رجوع شود باجزاء لا يتجزى .

جُزءِ نَظَرى

- ( اصطلاح فلسفى ) و منظور عقل نظرى است . ( رجوع شود به ترجمهء آراء اهل مدينهء فاضله ص 269 ) .

جُزئى

- ( اصطلاح فلسفى و منطقى ) جزئى عبارت از مفهومى است كه نفس تصور آن مانع از وقوع شركت باشد و اين نوع جزئى را جزئى حقيقى مينامند در مقابل جزئى اضافى كه خود نسبت بما فوق يعنى امرى كلىتر جزئى مىباشد و نسبت بمادون خود يعنى امرى كه شمول آن كمتر است كلى است و جزئى ممكن است مادونى نداشته باشد كه جزئى حقيقى است و بنا بر اين جزئى اضافى خود از جهتى كلى است مثلا انسان نسبت به حيوان كه كلىتر است جزئى اضافى است و نسبت بمادون خود يعنى افراد كلى است و زيد نسبت بمادون و ما فوق هر دو جزئى است زيرا مادونى ندارد كه شامل آن شود . و از خواص جزئى آنكه نه كاسب است و نه مكتسب يعنى نه بوسيله آن ميتوان امرى را ثابت كرد و نه در مقام برهان امور جزئى را ثابت ميكنند و خود براهين نيز از مقدمات كلى تشكيل مىيابد . ( از دستور ج 1 ص 395 - تفسير 1078 ، 1551 ) .

جُزئىِ إضافى ، جُزئىِ حَقيقى

- رجوع شود به جزئى .

جَزيره

- ( اصطلاح فلسفى ) اين اصطلاح كنايت از تن و كالبد مادى است و احيانا كنايت از دنيا است .

جِزْيَه

- ( اصطلاح فقهى ) عبارت از خراج رءوس است و مقدرات مالى است كه امام مسلمين از سرانه كفار دريافت ميدارد . ( از كشاف ج 1 ص 294 - از شرح لمعه ج 1 ص 187 ) . در معتقد الاماميه آمده است :