تغيير حديث به حرفي و نقطهء و در نزد قراء تغيير الفاظ براى مراعات صوت ( از كشاف ج 1 ص 357 ) بحث است كه آيا در قرآن تحريفى وجود دارد يا نه و قول تحقيق آنست كه در قرآن تحريفى نشده است « انهم اختلفوا في وقوع التحريف و النقصان في القرآن و عدمه فعن اكثر الاخباريين انه وقع فيه التحريف و الزيادة و الزيادة و النقصان و هو الظاهر من الكلينى و شيخه على بن ابراهيم قمى . . . » ( از قوانين ج 1 ص 403 )
تَحْريك
- ( اصطلاح كلامى ) تحريك يعنى جنبش و حركت كردن ، در مباحث مشرقيه آرد : كه بعضى گمان برند تحريك عبارت از نسبت حركت است بفاعل و تحرك عبارت از نسبت حركت است به منفعل و اين گمان باطل است بلكه تحريك نسبت فاعل است به حركت و تحرك نسبت منفعل است به حركت .
( از مباحث ص 638 و رجوع به تفسير ص 1599 شود )
تَحْريمَه
- ( اصطلاح فقهى ) در لغت چيزى را حرام قرار دادن و در فقه تكبيرة الاحرام را گويند كه تكبيرهء ، در اول نماز باشد زيرا بواسطهء آن كارهاى مباح براى مصلى حرام مىشود ( از كشاف ج 1 ص 405 شرح لمعه ج 1 ص 70 )
تَحَرّى
- ( اصطلاح اصولى و كلامى ) در لغت طلب باشد و در شرع طلب چيزى از عبادات و احكام است در مقامى كه نتوان حقيقت را دريافت كه بايد براى بدست آوردن آن مكلف تحرى كند و در موقعى كه مأيوس شده عمل به ظن كند ( از كشاف ج 1 ص 436 ) .
تَحْصيلِ حاصِل
- ( اصطلاح اصولى و ادبى ) بدنبال بدست آوردن چيزى رفتن كه خود حاصل بود و گويند تحصيل حاصل قبيح است يعنى ناپسند و زشت است كه انسان چيزى را طلب كند كه خود حاصل است .
تَحَفُّظ
- ( اصطلاح فلسفى و اخلاقى است ) و يكى از انواع فضائل است كه تحت حكمت است .
خواجه طوسى گويد : و اما تحفظ وسط بود ميان عنايتى زايد بضبط آنچه ضبطش بيفائده بود و ميان غفلتى از استثبات صور كه مؤدى بود باعراض از آنچه حفظش مهم باشد و يا آن بود كه صورتهائى را كه عقل يا وهم به قوت تفكر يا تخيل ملخص و مستخلص گردانيده باشد نيك نگاه دارد و ضبط كند .
( از اخلاق ناصرى ص 75 و 85 )
تَحَقُّق
- ( فلسفه ) تحقق يعنى صورت حقيقت به خود گرفتن و متحقق و متقرر در خارج شدن و واقعيت داشتن و در اصطلاح عرفا عبارت از تكلف عبد است براى كشف حقيقت و ظهور حق است در صور اسمائيه تا آنكه بنده حقايق را دريابد .
( از لمع ص 336 - اصطلاحات شاه نعمت الله ص 65 ) . رجوع به حقيقت و حق شود .
تَحْقيق
- ( اصطلاح كلامى و عرفانى و فلسفى ) در كلام . مرادف با ثبوت ، كون و وجود است و نزد معتزليان مرادف ثبوت است و اعم از كون و وجود است و در عرف اهل معقول اثبات مسأله است بدليل چنان كه تدقيق اثبات دليل است بدليل و نزد صوفيه ظهور حق است در صور