حس و حركت كند خشم و ترس مربوط به اين قوت است زيرا روح را در حال خشم حركت انبساطى و در حال ترس حركت انقباضى حاصل مىشود و همچنانكه لطيفترين اجزاى طعام در جگر خون مىشود .
لطيفترين اجزاى خون در قلب تبديل به روح حيوانى مىشود .
روح حيوانى نسبت به خون در جگر نسبت خون است با طعام ، چون لطافت طعام و روح حيوانى از لطافت خون قلب پديد آيد و چون روح حيوانى متولد شد فورا پذيراى قوتى گردد كه اعضاء بدن پذيراى قوتهاى نفسانى شوند ( رجوع شود بذخيرهء خوارزمشاهى )
تَحْبيس
- ( اصطلاح فقهى ) و آن باشد كه مثلا خانهء را براى استفاده شخصى براى مدتى حبس و وقف نمايند مانند سكنى « و حكمه حكم السكنى في اعتبار العقد و القبض و التقيد بمدة و الاطلاق و محله كالوقف و لو حبس على رجل و لم يعين وقتا و مات الحابس كان ميراثا » ( از شرح لمعه ج 1 ص 233 ) ، رجوع شود به سكنى .
تَحْتَ الشّعاع
- از اصطلاحات هيوى است . رجوع شود به تصميم و خسوف . . .
تحجير
- ( اصطلاح حقوقى و فقهى ) در كليات حقوقى آمده است :
تحجير عبارت است از شروع در مقدمات احياء به اين كه شخص به قصد حيازت علاماتى در زمين قرار دهد اگر چه مدخليتى در احياء نداشته باشد . از عمارت و ساختمان و هر گونه آبادى و آماده كردن زمين براى زراعت يعنى تخمكارى و آبيارى و امثال آنها .
باحياء ، ملكيت حاصل مىشود ، اما تحجير موجب حصول اولويت است و لكن در عين حال حقى است كه توريث مىشود و قابل نقل و انتقال است .
حق تحجير محدود بوقت معينى نيست بلكه بر حسب اوضاع و احوال و امكنه متفاوت است : بهر حال اگر تحجيركننده و در مدتى كه تعيين آن موكول به نظر عرف و حاكم است زمينى را كه تحجير كرده احياء ننمود حقش ساقط گرديده و مىشود آن را از او انتزاع نمود .
( كليات حقوقى ص 205 )
تَحَدُّبُ القَمَر
- ( اصطلاح نجومى ) و عبارت از تحدبى بود كه در ماه پديد آيد هر گاه در ربع اول اخير باشد و همين طور در مريخ .
تَحْذير
- ( اصطلاح ادبى ) تحذير در لغت ترسانيدن است و نزد نحويان مفعول به است به تقدير « اتّق » و « حذّر » و « بعد » و « اجنتب » و مانند آن به صيغه فعل امر حاضر مثال « ايّاكَ و الاسد » يعنى « اتق نفسك من الاسد » ( از شير خود را حفظ كن ) و « ايّاك و الشّر » و بالجمله تحذير التزام مخاطب است كه احتراز كند از امر مكروه محذر منه كه در مثال بالا ياد شد و منصوبند به فعل تقديرى و گاه بواسطه تكرار محذر منه تحذير محقق مىشود مانند « الاسد الاسد .
الطّريق الطّريق » ( از سيوطى ص 179 ) .
تَحَرُّك
- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع به تحريك و ( تهافت التهافت ص 481 ) شود .
تَحْريف
- ( اصطلاح ادبى ) تحريف در لغت تغير است يا تغيير چيزى از محلش و نزد محدثان عبارت از تصحيف است يعنى