تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
و در نهايت تخصيص اختلاف است ، بعضى گويند تا حدى جائز است از عامى افرادى خارج شوند كه مدلول كلام لغو نشود و بعضى گويند تا اندازهء كه نزديك بمدلول عام باشد بعضى تا نصف بعضى تا دو سه فرد مانده را جائز دانند و بمفهوم موافق و يا مخالف نيز عدهء روا دانند ( رجوع شود به معالم ص 141 - كشاف ج 1 ص 470 قوانين ص 116 ) تخصيص در فلسفه عبارت از تميز چيزى است و مقابل تعميم است و آن عبارت از تميز چيزى است يا از مثل خود و يا از ضد خود فان التخصيص الذى ألزمته الفلاسفة غير التخصيص الذى ارادته الاشعريه و ذلك ان التخصيص الذى تريده الاشعرية انما هو تميز الشيء اما من مثله او من ضده من غير ان يقتضى ذلك حكمة في النفس الشيء » . ( از تهافت التهافت ص 412 ) و بهر حال در اصول عامى را بيكى از طرق معينى تخصيص زدن : در اصول رشاد آمده است : خاص مفهومى است كه بگروه خاصى از افراد منتشره عام شامل مىشود - يعنى يك دسته از آن افراد را از حيطهء شمول عام منتزع نموده و بحيطهء خود درمىآورد . پس خاص در نتيجه اين عمل از تعداد افراد عام كاسته و شمول آن را كه قبلا بر قاطبهء افراد بود فقط بر باقى ماندهء افراد مختص ميسازد - و بعبارة ديگر عام را از عام بودن انداخته و آن را فقط بما بقى تخصيص ميدهد و به همين جهت عام را مخصوص و خاص را مخصص مينامند مخصص بر دو قسم است متصل - منفصل 1 - مخصص را در صورتى متصل ميگويند كه بنفسه كلام مستقلى نباشد و بلكه بواسطه اتصال بكلام ديگرى افادهء تخصص كند و آن بر پنج قسم است : شرط - وصف - غايت - استثناء متصل بدل البعض و مثال‌هاى آنها بدين قرار است : تخصيص بالشرط مثل : اكرم العلماء ان كانوا فقهاء ( احترام كن بر علماء به شرطى كه آنها فقيه باشند ) تخصيص به وصف مثل اكرم العلماء الطوال ( احترام كن علماى بلند قد را ) تخصيص بالغايت مثل : اكرم العلماء الى يوم الجمعة ( احترام كن علماء را تا روز جمعه ) تخصيص باستثناء متصل مانند اكرم العلماء الا الفقهاء ( احترام كن بر علماء مگر فقهاء را ) تخصيص ببدل البعض مثل : اكرم العلماء الفقهاء ( احترام كن علماء را يعنى فقهاء را 2 - مخصص منفصل : مخصص را در صورتى منفصل گويند كه كلام مستقل باشد و و آن بر دو قسم است عقلى - لفظى : مثلا اگر قائل بگويد رأيت كلّ الناس ، هر عقل سليمى حكم مىكند بر اينكه مقصود وى از آن كلام ، رويت همه ناس است باستثناى شخص خويش پس مستثنى شدن شخص گوينده از عموم كل الناس من باب تخصيص عقلى است ولى اگر بگويد : اكرم العلماء و بعد آن را به غير فقهاء تخصيص داده و بگويد لا تكرم الفقهاء در اين صورت مستثنى شدن فقهاء از عموم كلام اول من باب تخصيص لفظى است يعنى مخصص در مورد مثال اول عقل و در مورد مثال دوم لفظ است ( از اصول رشاد ص 155 ) .