آن وقت زمانه را آغاز نهند نه بحقيقت و طبع و زو سال و ماه و روز همىشمرند تا بهر وقتى كه خواهند . و اندازههاى روزگار و اجل و مهلت بدان بدانند . و وقتها را دانند كه كدام است پيش و كدامست ز پس . اما دورهاى سالها آنها كه بدان سالها حالى از حالها بجاى خويش باز آيد ، چون دور سى و سه ، كه اندرين سالها هر ماهى زان قمرى كه معلوم كنى بجاى خويش بازآيد .
مثلا چون محرم كه به اول بهارگاه بود ، بدين سالها باز به اول بهارگاه آمده باشد . و چون دور سى سال قمرى كه زحل اندر فلك البروج بدان جايگاه رسد كجا به اول اين سالها بوده است ، و كسرها كه با روزها درست اندر سال است سپرى شود . و سالهاى تاريخ چون بسيار گردد اندر آن به كار گيرند دورها را ، تا دور چون عشرات و مئين بود و آنچ از تمامى دور كمتر باشد چونكه آحاد .
اما تاريخ مسلمانان از اول آن سال است كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلم هجرت كرد و ز مكه بمدينه آمد . و سالهاى او قمرى است .
و تاريخ اهل كتاب تاريخ يونانيان است از اول آن سال كه سوثوقس بملك انطاكيه معروف شده است .
تنها بنشست هر چند كه اين تاريخ به اسكندر روميان به كار همىدارند . و اما جهودان او را به كار همىدارند .
اما ترسايان او را بسالهاى سريانيان و بسالهاى خويش كه قمرىاند نسبتى كرده و حرانيان كه ايشان را صابيان خوانند راهى دارند نزديك بدان جهودان .
و كتابيان را ديگر بار تاريخهاست چون آفرينش آدمى و طوفان نوح و غرقه شدن فرعون و برآوردن سليمان هيكل را اندر بيت المقدس و ويران كردن بختنصر آن هيكل را . و لكن ميان ايشان اندر آن خلافهاست .
و زين جهت آن را استعمال همىكنند كه در وى خلاف كمتر است در ميان ايشان و نيز عددهاى او كمترند اى تاريخ اسكندر .
و تازيان بروزگار پيش تاريخ از كارزارهاى بزرگ داشتندى كه ميان ايشان بودى . و پيش از هجرت پيغامبر تاريخ بعام الفيل اى سال پيل داشتندى كه اندر او حبشيان از يمن آمدند ويران كردن كعبه را و اندر آن سال پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلم از مادر زاده است .
و اما پارسيان بروزگار دولت خويش تاريخ بروزگار آن ملك داشتندى كه ميان ايشان بودى . و چون به مردى تاريخ از روزگار آن كردندى كه از پس او نشستى .
و چون دولت ايشان بشد تاريخ از آن سال گرفتند كه يزدگرد بن شهريار بن خسرو - پرويز بملك بنشست . و او آخرين ملكى بوده است از خسروان . و سالهاء او بىكبيسه و بىبهيزك دارند . و بيشترين گبركان و مغان تاريخ از هلاك شدن يزدگرد دارند و آن از پس ملك وى است بيست سال .
و اما قبطيان باستان تاريخ بختنصر نخستين داشتند . و بطلميوس آن را به كار داشته است بكتاب مجسطى بوسطهاى ستارگان بيرون آوردن ، و اما بكواكب ثابته تاريخ انطينس به كار همىدارد . و اين آن ملك روم است كه بروزگار بطلميوس بوده است .
و اما قبطيان نو كه اكنوناند و سالها كبيسه همىكنند با روميان تاريخ از اغسطس دارند كه اول قيصران بوده است . و بكتابهاى نجومى تاريخ دقلطيانوس يافته همىشود . و اين آخر ملكان روم است كه
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٤٧٧