در حكمت بحثى نيز به كمال بودند و در هيچ عصرى از اعصار از حكيمى كه در حكمت ذوقى اشراقى به كمال باشد خالى نباشد و هر گاه چنين وضعى پيش آيد بطور قطع خذلان و بدبختى جامعههاى انسانى شروع شده است و عصر تاريك و ظلمانى بود .
« لانّ الحكيم إمّا أن يكون متوغّلا فى التأله و البحث اى فى الحكمة الذوقية و البحثية احدهما حكيم الهى متوغّل فى التأله عديم البحث و هذا كأكثر الانبياء و الاولياء . . .
و ثانيهما حكيم بحّاث عديم التأله ، و ثالثهما حكيم الهى متوغّل فى التأله و البحث و . . .
فالحكيم المتوغّل فى التأله عديم البحث و هو خليفة الله » .
و بالاخره متأله كسى است كه حقايق را از ناحيهء إله و روحانيات دريابد و به دو اشراق شود . ( از ش ص 23 - 24 )
تاج
- ( اصطلاح عرفانى ) تاج را دوازده ترك است و دوازده طلب درويش مييابد كه در هر ترك ، ترك يك قبيح كند و طلب يك فعل حسن تا شايسته آن باشد .
شاعر گويد :
اى كه مىپوشى لباس اهل دل يكره بدان * كه ره معنى ده و دو ترك دارد تاج شاه
ترك بخل و ترك بغض و ترك قهر و ترك كين * ترك خودبينى و ترك عيب كن بىاشتباه
ترك نخوت ترك شهوت ترك آزار كسان * ترك خور پس ترك خواب و ترك افعال تباه
( تاجنامه ) حافظ گويد :
توئى كه بر سر خوبان عالمى چون تاج * سزد اگر همهء دلبران دهندت باج
دو چشم مست تو برهم زده خطا و ختن * بچين زلف تو ماچين و هند داده خراج
بياض روى تو روشنتر آمد از رخ روز * سواد زلف تو تاريكتر ز ظلمت داج
تَأخيرِ بَيان از وَقتِ حاجَت
- اين اصطلاح اصولى است و تأخير بيان از وقت حاجت آن باشد كه سخن مجملى آرند و در موقع عمل و حاجت آن را بيان نكنند و اين امر شرعا و عقلا قبيح است .
« ذهب اصحابنا و جميع اهل العدل الى امتناع تأخير البيان المجمل عن وقت الحاجة لاستلزامه تكليف ما لا يطاق و امّا تأخيره عن وقت الخطاب ففيه اقوال ثلاثة المشهور الجواز و فصّل بعضهم فجوّز فى غير ما له ظاهر و امّا ما له ظاهر كالعامّ و المطلق و الأمر الظاهر فى الوجوب فلا يجوز تأخير البيان رأسا و اما مع البيان الاجمالى فلا بأس . . . ( از قوانين ج 1 ص - 341 و ص 335 - معالم 133 - تلويح ص 457 رجوع به بيان شود . ) در اصول رشاد آمده است .
در توضيح اين مسأله مقدمة يادآور ميشويم كه در خطابات صادره از طرف شارع ، بين وقت صدور خطاب و وقت لزوم عمل بدان طبعا يك فاصلهء زمانى برقرار مىباشد و به همين جهت در مقام بيان اين مسأله دو تاريخ در نظر گرفته مىشود يكى زمان صدور خطاب كه آن را حين الخطاب نامند و ديگرى زمان لزوم عمل بدان كه آن را وقت الحاجت مىگويند .
مثلا اگر فرض شود كه آيهء حج چندين ماه قبل از فرا رسيدن موسم آن نازل شده است . در اين صورت بين تاريخ نزول آيه ( حين الخطاب ) تا تاريخ حلول موسم حج