تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
الدنيا ثلثين مرة مشحونة خلقا لا يعلمون ان احدا يعصى فى الارض باللّه تعالى و لا - يعلمون ان اللّه تعالى خلق آدم و ابليس ) ( اشعة اللمعات ص 154 ) .

بيطُورِيقا

- ( اصطلاح منطقى ) اين كلمهء يونانى الاصل بوده و بمعنى شعر است و صناعت شعر كه يكى از صناعات خمس است و ملكهء باشد كه با حصول بر ايقاع تخيلاتى كه مبادى انفعالاتى مخصوص باشد بر وجه مطلوب قادر باشد و اطلاق اسم شعر در عرف قدما بر معنى ديگر بوده و در عرف متأخران بر معنى ديگر است و تعريف جامع آن اين است كه شعر كلاميست مخيل و مؤلف از اقوالى موزون متساوى ، مقفى و فائده آن تقبيح و تحسين و كوچك نمودن امرى بزرگ و بزرگ نمودن امرى حقير است . ( اساس الاقتباس ص 587 )

بَيْع

- ( اصطلاح فقهى ) بيع در لغت خريدن و فروختن باشد و مقابله چيزى به چيزى باشد و تمليك مال باشد بمال و ادخال ملكى است در تسلط ديگرى و از كارهاى مستحب است به حكم
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا - أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ »
در بيع فروشنده را بايع و خريدار را مشترى گويند و مورد معامله را مبيع و بهاى آن را ثمن و آن را اركان و شرائط است كه ايجاب ، قبول ، قصد و اختيار تملك ، تمكن از تسليم و . . . باشد ( از الفقه ج 2 معاملات ص 146 ) . در كليات حقوقى آمده است : بطورى كه بين فقهاء فريقين شايع است : بيع عبارت از مبادله مالى است بمالى و اين اشاره بتعريف بيع است از بعض جهات ، نه از هر جهتى و الا بيع مبادله نبوده بلكه تبديل است آن هم نه هر تبديلى ، بلكه تبديل عين تا شامل اجاره نشود . بهر حال امثال اين عبارات تعريف حقيقى نيست زيرا مفهوم بيع امرى است اعتبارى ، جنس و فصلى ندارد تا به آنها تعريف شود و مقصود از تعريف آن ، به اين مفهوم اشاره باخص لوازمى است كه از آن حكايت نمايد . بيع گاه اطلاق مىشود بر ايجاب تنها ، مثل اينكه شخص بگويد خانهء خود را بفلان كس فروختم و او قبول نكرد . و گاه اطلاق مىشود بر معنى مركب از ايجاب و قبول . استعمال بيع در اين معنى نزد فقهاء و همچنين در عرف شايع‌تر از استعمال اول است مثل اينكه ميگويند فلان كس خانهء خود را فروخت و يا اينكه بيع واقع شد . و مقصود مؤلفين در فقه از عنوان كتاب بيع و عقد بيع و امثال اين عبارات همين معنى است . بهر حال تعريف حقيقى يا تقريبى كه براى بيع كرده‌اند بعضى نظر بمعنى اول داشته‌اند و بعضى بمعنى دوم . و گاه بيع اطلاق مىشود بر اثر عقد كه عبارت از انتقال مال بعوض باشد و اين استعمال من باب اطلاق سبب است بر مسبب . ( كليات ص 61 ، 62 ) در معتقد الاماميه آمده است :
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 447 | سيد جعفر سجادى