تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
اخوان الصفا بروج را بدين سان تقسيم كرده‌اند شش برج شمالى و شش برج جنوبى شش برج مستقيم الطلوع و شش برج معوجة الطلوع ، شش برج مذكر و شش برج مؤنث ، شش برج نهارى و شش برج ليلى ، شش فوق زمين و شش تحت زمين ، شش برج همواره در صعودند و شش برج همواره در هبوط ، شش در يمين‌اند و شش در يسار ، شش از حيز آفتاب است و شش از حيز ماهتاب . ( رساله نجوم ص 76 ) و البته بطورى كه ملاحظه مىشود اين تقسيم از جهت حالات و اوضاع خاص منطقة البروج است در گردش يوميه و يا حركت انتقالى و وضعى خود و با رعايت همين اوضاع است كه گويند : از بروج دوازده‌گانه سه ربيعى است كه به طرف شمال صعود كند . يعنى حمل ، ثور و جوزا . و سه صيفى كه به طرف شمال هابط بود يعنى سرطان ، اسد و سنبله . و سه خريفى است يعنى ميزان ، عقرب و قوس . و سه شتوى است يعنى جدى ، دلو و حوت . ابو ريحان در باب حالات ستارگان واقع در بروج و خواص و اوضاع آنها گويد : و آفتاب ميانهء ستارگانست و كارهاى ايشان به دو بسته است ، و خاصه روشنائى ماه و رجوع متحيره . و فرق ميان سفلى و علوى آنست كه زهره و عطارد هر يكى را از آفتاب بعدى است معلوم كه از وى نگذرد نه بمشرق بامدادان و نه به مغرب شبانگاهان . و چون از آفتاب به زودى رفتن بگذرند فرو شدن ايشان از پس فرو شدن آفتاب باشد تا شباهنگام به مغرب بديدار آيند ، و ديدار ايشان هر شبى پيداتر بود ، كه دورى از آفتاب بيشتر همىشود تا آنگاه كه بدان حد رسند كه دورترين دورى ايشانست از آفتاب . آنگه بازگردند ، و زودى رفتن ايشان كمتر شود . و باز با آفتاب نزديك آغازند شدن . چون كمى رفتن به حدى رسد كه ايستادن واجب كند ، ايشان را مقيم الرّجوع خوانند . آنگاه بازگردند و باشگونه روند از پس اين ايستادن ، و سبكتر همىشوند اندر رجوع تا بشعاع آفتاب ناپديد شوند . و آن غايبى شباهنگامى است آنگه از آفتاب بگذرند و بديگر سوى او شوند و اندر رجوع گران گردند ، و پيش از آفتاب آغازند برآمدن ، تا بديدار چشم را پديد آيند ، چون از شعاع او بيرون آيند . و اين را پديد آمدن بامدادين خوانند . و گرانى ايشان اندر رجوع همىافزايد تا به حد ايستادن بر جاى رسد . آن هنگام ايشان را مقيم الاستقامة خوانند . آنگاه از پس ايستادن مستقيم شوند و راست روند ، تا بغايت دورى ايشان از آفتاب رسند . آنگاه بمستقيمى باز بآفتاب نزديك آغازند شدن ، تا ناپديد شوند بروشنائى آفتاب . و اين غايبى بامدادين بود . و چون بآفتاب اندر رسند و از او بگذرند پديد آيند به مغرب شباهنگام چنانك پيش بودند ، وز نخستين حال بازگيرند . فاما ستارگان علوى دورى ايشان را از آفتاب هيچ حدى نيست ، و لكن آفتاب ازيشان
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 406 | سيد جعفر سجادى