باران
- ( اصطلاح عرفانى ) باران كنايت از فيض حق تعالى است و رحمت شاملهء او است كه از عالم غيب بر ممكنات فايض گردد و ممكنات بر حسب مراتب استعداد ، استفاضه نمايند و غلبه عنايات را نيز گويند كه در احوال سالك حاصل شود از فرح و ترح .
مولوى گويد :
غيب را ابرى و آبى ديگر است * آسمان و آفتابى ديگر است
نايد آن الا كه بر خاصان پديد * باقيان فى لبس من خلق جديد
هست باران از پى پروردگى * نيست باران از پى پژمردگى
فعل باران بهارى از درخت * آيد از انفاسشان اى نيك بخت
بارِقُ العِزَّة
- ( از اصطلاح عرفانى ) ( رجوع به بارقه و رجوع به تلويحات ص 109 شود )
بارِقَه
- ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از روشنائى از جانب خداست كه بسرعت خاموش شود و آن از اوائل كشف است و بعبارت ديگر لايحهاى است از جناب اقدس كه مىنمايد و نمىپايد .
بارگاه الَست
- ( اصطلاح عرفانى ) مقام لاهوت الهى است :
جامى گويد :
دور بنيان بارگاه الست * بيش از اين ره نبردهاند كه هست
ذات پاكش ز چونى و چندى * هستى ساده از نشانمندى
در مكين و مكان چه فوق و چه تحت * وحدتى ساذج است و هستى بحت
بعضى از تركيبات : بارگاه سلطنت پناه ، بارگاه ملكوت ، بارگاه الهى ، بارگاه حق ، بارگاه ازلى . . .
بارمانِياس
يا بارامانِياس يا بارى ارمِنِياس - اين اصطلاح يونانى الاصل بوده و به معناى معرفت و مبحث كلام و الفاظ است .
اخوان الصفا اين اصطلاح را در قسم منطقيات ذكر كردهاند و گويند بعد از بيان مقولات يا الفاظ عشره و الفاظ ستهاى كه متداول در كلمات حكما است و بيان حروف مفردهء لازم ، انواع كلام را شرح دهيم و گويند :
« ان الكلام على ثلاثة انواع فمنها ما هى سمات دالات على الاعيان يسميها المنطقيون و النحويون الاسماء و منها ما هى دالات على تأثير الاعيان بعضها فى بعض و يسميها النحويون الافعال و يسميها المنطقيون الكلمات و منها ما هى سمات دالات على معان كانها ادوات للمتكلمين تربط بعضها ببعض كالاسماء بالافعال و الافعال بالاسماء و يسميها النحويون الحروف و يسميها المنطقيون الرباطات » .
( اخوان ج 1 ص 331 )
باز
- ( اصطلاح عرفانى ) كنايت از روح و ارواح قدسى و نفس ناطقه انسانى است .
عطار :
برو بند قفص بشكن كه باز آن را قفص نبود * تو در بند قفص ماندى چه باز دست سلطانى