تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
لفظ را مانندهء اين جسم دان * معنيش در اندرون مانند جان ديدهء تن دائما تن بين بود * ديدهء جان جان پر فن بين بود پر خماران از دم مطرب چرند * مطربانشان سوى ميخانه برند آن سر ميدان و اين پايان اوست * دل شده چون گوى در چوگان اوست بعد از آن اين دو به بيهوشى روند * والد و مولود آنجا يك شوند چونكه كردند آشتى شادى و درد * مطربان را ترك ما بيدار كرد مطرب آغازيد بيتى خوابناك * كه ايتنى الكأس يا من لا اراك انت وجهى لا عجب أن لا اراه * غاية القرب حجاب الاشتباه انت عقلى لا عجب أن لا ارك * من وفور الالتباس المشترك حيث اقرب انت من حبل الوريد * لم اقل « يا » يا نداء للقريب
*
گونه‌گونه شربت و كوزه يكى * تا نماند در مى غيبت شكى باده از غيب است كوزه زين جهان * كوزه پيدا باده در وى بس نهان بس نهان از ديدهء نامحرمان * ليك بر محرم هويدا و نهان يا الهى سكّرت ابصارنا * فاعف عنا اثقلت اوزارنا يا خفيا قد ملات الخافقين * قد علوت فوق نور المشرقين انت سر كاشف اسرارنا * انت فجر مفجر انهارنا يا خفى الذات محسوس العطا * انت كالماء و نحن كالرحى انت كالريح و نحن كالغبار * يختفى الريح و غبراه جهار تو بهارى ما چو باغ سبز و خوش * او نهان و آشكارا بخشش تو چو جانى ما مثال دست و پا * قبض بسط دست از جان شد روا تو چو عقلى ما مثال اين زبان * اين زبان از عقل ميآيد بيان جنبش ما هر دمى خود اشهد است * كو گواه ذو الجلال سرمد است گردش سنگ آسيا در اضطراب * اشهد آمد بر وجود جوى آب

انابَتْ

- ( اصطلاح اخلاقى ، عرفانى ) انابت نزد صوفيان سالك عبارت از رجوع از غفلت بذكر است و گويند توبه در افعال ظاهرى است و انابه در امور باطن . بعضى گويند انابت عبارت از رجوع الى اللّه است از هر چيزى . و در خلاصة السلوك است كه : انابت ترك اصرار بر معاصى و ملازمت استغفار است . و بعضى گويند : انابت عبارت از فرار خلق است بسوى حق . و بعضى گويند عبارت از اشتغال به خدمت حق است و انابهء قلب خالى كردن آنست از رذائل . و بعضى گويند : انابه اخلاص است . ( كشاف ص 1337 ) . در منازل است كه انابت سه است يكى رجوع به حق از جهت اصلاح و ديگر رجوع به دو از جهت وفاء و سه ديگر رجوع