تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
باب افعال و بمعنى خبر دادن باشد و در اصطلاح فقهى بيان حكم مسأله باشد رجوع به فتوى شود .

افئِدَة

- ( اصطلاح ذوقى ) جمع فؤاد است يعنى دل اهل ذوق بين فوائد و قلب است و در مراحل آن تفاوت گذارده‌اند كه در تحت كلمهء فؤاد توضيح آن آمده است . اين اصطلاح مأخوذ از قرآن است . كه فرمودند :
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
. ( رجوع به دل ، سويدا شود )

افاقَه

- ( اصطلاح ذوقى ) اول درجه افاقه همت است و اين همت باعث بر طلب باقى و ترك فانى است .

افتادِگى

- افتادگى ظهور حالت را گويند و عدم قدرت بر عبوديت را آن طور كه بايد و ظهور جلالت الهى را گويند . ( اصطلاحات عراقى )

افتِنان

- اين اصطلاح ادبى است و آنست كه در سخن يك يا دو بيت جمع كند ميان دو معنى متباين مانند غزل و حماسه يا تهنيت و تعزيت يا مدح و هجا . *
گر آفتاب خزان گلبن شكوفه بريخت * بقاى سرو روان باد و قامت شمشاد . هنوز روى سلامت بكشور است و عبيد * هنوز پشت سعادت بمسند است و معاذ كلاه دولت و شوكت به زور بازو نيست * به هفت ساله دهد دور گيتى از هفتاد بخدمتش سر طاعت نهند خرد و بزرگ * در آن قبيله كه خردى بود بزرگ نهاد
( از ابدع ص 65 )

افْراد

- افراد بفتح اصطلاح عرفانى است و در اصطلاح سالكان سه تن‌اند كه به تجلى فرديت و بواسطهء حسن متابعت از غايت كمال كه ايشان راست خارج از دائرهء قطب الاقطاب‌اند . ( كشاف ص 1107 ) خلاصه افراد در اصطلاح سالكان سه تن‌اند كه بتجلى فرديت بواسطهء حسن متابعت حضرت رسالت پناه محقق شده‌اند و از غايت كمال كه ايشان راست خارج از دائره قطب الاقطابند ، رجوع شود بولى و اولياء و ( كشاف ص 1107 ) .

افْراد

- ( اصطلاح فقهى ، ادبى ) افراد بكسر يعنى فرد آوردن و مفرد آوردن و در اصطلاح فقهاء اطلاق بر نوع حجى شود كه در عمل مقرون با عمره نباشد و بالجمله حج و عمره بطور افراد باشد رجوع به حج شود و نيز رجوع به ( كشاف ج 2 ص 1108 ) شود .

افْراط

- ( اصطلاح اخلاقى ) افراط مقابل تفريط است و هر دو خروج از اعتدال است رجوع شود به تفريط .

افْضا

- ( اصطلاح فقهى ) افضا يعنى باز كردن و گشاد كردن و در اصطلاح فقهاء آن باشد كه مسلك بول و حيض در زنان يكى شود و برخى گويند مسلك بول و غائط يكى شود از جهت بزرگى آلت مرد