تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

اغراق

- ( اصطلاح ادبى ) در لغت مبالغت در هر چيزى و سخنى باشد و در اصطلاح ادباء آنست كه در اوصاف مدح و هجا و جز آنها غلو كنند و مبالغت نمايند ( از المعجم ص 265 ) . در ابدع است كه اغراق زياده‌روى و افراط است در وصف چيزى كه در عادت بعيد الوقوع باشد در حال كه غلو عادة محال باشد . مثال در فارسى : كمال اسماعيل گويد :
هرگز كسى نديده بدينسان نشان برف * گوئى كه لقمه‌ايست زمين در دهان برف
جوهرى گويد :
نخورده كاه و نديده جو و نكنده گياه * به غير بال وباليش نيست در گردن رود چو آب در زمين ز بار گران * اگر كند گذر از زير نخل سايه فكن اگر گره زنم بر دمش ز كثرت ضعف * بسان رشته تواند گذشتن از سوزن
( از ابدع ص 63 )

اغسالِ مَنْدُوبَه

( اصطلاح فقهى ) اغسال جمع غسل است و در اسلام يكى از طهارات است و بعضى از آنها براى اداء تكاليف واجبه مثل نماز و روزه و حج واجب مىشود مثل غسل جنابت و مس ميت و لكن همهء اين اغسال بالذات مستحب‌اند و عبارتند از « غسل‌هاى جمعه ، شب فطر ، عيد اضحى ، عيد فطر ، نيمه رجب ، روز 27 رجب ، نيمه شعبان ، روز غدير ، 24 ذى الحجة ، غسل احرام ، زيارت ، دخول حرم و مسجد الحرام ، كعبه ، مدينه ، مسجد النبى ، و . . . » و غسل‌هاى واجب هفت است « جنابت ، حيض ، نفاس ، استحاضه ، مس ميت ، اموات ، واجب به نذر و نحوه » . ( از عروة ص 93 - 166 ) .

اغنام

- ( اين اصطلاح نجومى است ) و اغنام يا غرانيق نام كواكب صغارى بود واقع بين كلب راعى و قطب . ( رجوع به صور كواكب شود . )

افاضَه

- ( اصطلاح فلسفى ، عرفانى ) اين كلمهء مشتق از فيض است يعنى ريزش و ريزش آب ، در قرآن مجيد آمده است .
أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ
، كه اهل ذوق تأويل كنند بدين كه فيض و رحمت حق بر كافران حرام شده است . افاضه در اصطلاح فلاسفه مرادف با جعل است و آن تراوش فيض است كه باعث وجود ممكنات باشد رجوع شود به فيض ( و شواهد ص 62 ) .

افاعِيل عَرُوضى

- ( اين اصطلاح ادبى است ) و از تركيب اركان عروض « اسباب ، اوتاد فواصل » . افاعيل عروضى پديد آيد و افاعيل عروضى سه نوع‌اند « سببى ، وتدى ، دو سبب و وتدى و وتدى و فاصله‌اى » و از تقديم و تأخير اركان در تركيب ده جزو بر هشت وزن بيرون آيد كه بنياد جمله اشعار عرب و عجم بر آنست و عروضيان آن اجزا را افاعيل عروضى خوانند و خليل كه واضع اين فن است آن را فواصل سالمه خوانده است ( از المعجم ص 30 ) .

افتاء

- ( اصطلاح فقهى ) افتاء از