جهت شرع واجب باشد متابعت افعال وى كردن ، و برين اجماع است .
و اعتبار در تأسى و اقتدا صورت فعل راست و جهت وى را ، زيرا كه رسول ص از يكى ، نيم دينار بر وجه زكات بستاند ، ديگرى كه نيم دينار از وى بوجه قرض بستاند ، متأسى نباشد بوى . و حكم نتوان كرد كه افعال رسول همه بر وجوب است ، زيرا كه افعال او هم بيان است و هم حكم است . و چون بيان باشد ، حكم او مبين بود در وجوب و ندب . و اگر امتثال باشد بحسب ممتثل باشد ، و اگر ابتداى شرع باشد منقسم باشد بر وجوب و ندب و اباحت . و تعارض در افعال وى صحيح نباشد ، زيرا كه اين بوقوع فعل باشد ، و تركش در يك حال ، يا بوقوع فعلى و ضدش در يك حال . و اين ممكن نيست . و آنچه واقع باشد ، بخلاف اين دو ، تعارض نباشد .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 161 ، 163 )
افعالِ عَقْلِىّ
- ( اين اصطلاح كلامى است . ) و منظور افعال و اعمالى بود كه بفرمان خرد بود نه احساس و نه چيزى ديگر ، و البته اين مطلب مورد بحث متكلمان است كه عقل هم ميتواند مورد استناد اصحاب شرع واقع شود يا نه اساس اختلاف معتزلى و اشعرى هم همين است كه معتزلى گويد پارهء از افعال را بايد به مقتضاى عقل انجام داد و اصولا شرع را بايد بر عقل عرضه كرد و مسائل شرعى را بايد با عقل به سنجيد .
( رجوع شود به اشعريه و معتزله )
افعالِ عُمُوم
- ( اصطلاح ادبى ) افعال عموم ، : كان ، ثبت ، وجد و حصل را گويند كه معنى هستى و رابطى دارند و در هر جمله در تقدير ميباشند و تمام افعال خارجى و ذهنى و در علم حق موصوف به آنها ميباشند اين افعال اگر در تقدير باشند و متعلق ( بفتح ) ظرف و جار و مجرور باشند ، ظرف مستقر نامند و جز آن را ظرف لغو .
افعالِ قاصِرَه
- ( اصطلاح ادبى ) مراد از افعال قاصره افعال لازم است بعضى افعال كه قاصرند عبارتند از فعل ( مضموم العين ) مانند شرف كه دال بر سجايا كند و فعل ( مكسور العين ) و باب افعلال مانند اقشعَّر اقشِعراراً و افعِنلال مانند انكَسَرَ و استِفعال كه براى تحول باشد و افعالى ديگر رجوع به فعل لازم شود .
افعالِ قُلُوب
- ( اصطلاح ادبى ) نحويان افعالى را كه دلالت بر عمليات و كارهاى قلبى كند و صادر از اعضاء و جوارح نباشد افعال قلوب نامند و عدهاى از آنها عبارتند از ( علم ، ظنّ ، وجد ، حسب ، زعم ، خال ، راى ، اوجد و درى ) و جز آنها و اين افعال دو مفعولى ميباشند مانند « رأيت اللّه اكبر كل شىء » و
« عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
كه بباب تفعيل رفتهاند و سه مفعولى شدهاند و
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً »
پس اين افعال اگر بباب افعال و تفعيل روند سه مفعولى شوند .
( از سيوطى ص 73 ) - در اصطلاح عرفا افعال قلوب مانند : تصديق و يقين و صدق و توكل و محبت و رضا و ذكر و شكر و خشيت و تقوى و مراقبت و فكر و اعتبار و خوف و