بلاغت است و بامورى چند اطناب محقق شود 1 - ايضاح بعد از ابهام 2 - تكرار براى افاده معنى خاص و نكته مخصوص مانند افاده معنى خاص و نكته مخصوص مانند تأكيد انذار در
« كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا - سَوْفَ تَعْلَمُونَ »
و بايد دانست كه اطناب و ايجاز از امورى اعتباريند و هر كلامى ممكن است نسبت به كلامى دراز باشد و نسبت بكلامى ديگر كوتاه ( از مطول ص 247 - كشاف ج 1 ص 901 ) رجوع بايجاز شود .
اطْوارِ دِل
- ( اصطلاح عرفانى ) جلوهها و مظاهر دلرا گويند : و هر طورى از اطوار دل معدن گوهر ديگر است كه
« الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة »
اما طور اول را صدر گويند و آن معدن گوهر اسلام است
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ »
و اگر عياذ باللّه از نور اسلام محروم ماند معدن ظلم و ظلمت كفر گردد . كه
« وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً »
و محل وسواس شيطان صدر است و صدر بر مثال پوستى است مر دل را ، و در درون دل وسواس را راه نيست زيرا كه دل حريم خاص حق تعالى است و هيچ كس را در حرم خود راه ندهد .
بيت
مرا در دل به غير از دوست چيزى در نمىگنجد * بخلوتخانهء سلطان كس ديگر نمىگنجد
درون قصر دل دارم يكى شاهى كه گر گاهى * ز دل بيرون زند خيمه به بحر و بر نمىگنجد
آسمان كه حرم ملائكه است شيطان را در وى راه نيست
« وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ »
. دل كه حريم حق جل و علاست ، شيطان در وى چگونه راه يابد
« إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ »
طور دويم
- طور دوم را قلب خوانند و آن معدن ايمان است
« أُولئِكَ كَتَبَ فِي - قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ »
. و محل نور عقلست « كه
لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها
» .
طور سيم
- شغافست و آن معدن محبت و شفقت بر خلق است و محبت خلق از شغاف در نگذرد
« قَدْ شَغَفَها حُبًّا »
طور چهارم
- طور چهارم را فؤاد گويند كه معدن مشاهده و محل رؤيت است
« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى »
طور پنجم
- طور پنجم را حبة القلب گويند كه معدن محبت حضرت الوهيت جل و علا است و اين دل خاصان راست كه محبت هيچ كس را از مخلوقات ، در وى گنجايش نيست .
بيت
واى ديگرى در ما نگنجد * درين سر بيش از اين سودا نگنجد
طور ششم
- طور ششم را سويدا گويند كه معدن مكاشفات غيبى و علوم لدنى است و منبع حكمت و گنجينه اسرار الهى است سبحانه و تعالى و محل علم اسماء
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
است و در وى انواع علوم كشف شود كه ملائكه از آن محرومند .
رباعى
اى كرده غمت غارت هوش دل ما * درد تو زده نيش بنوش دل ما