اضْحِيَه
- اين اصطلاح فقهى است و گوسفندى است كه در ايام نحر در وقت ظهر حاجيان در مكه قربانى كنند ( ايام نحر دهم تا دوازدهم ذى الحجة است ) .
( از دستور ج 1 ص 133 - الفقه 5930 عبادات )
اضْراب
- اين اصطلاح ادبى است اضراب اعراض باشد از چيزى بعد از اقبال بر آن و حروف اضراب ( بل ، ام و او ) مىباشد مانند
قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً ، سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ ، مُكْرَمُونَ
رجوع به بل و حروف اضراب شود .
( از كشاف ج 1 ص 873 - دستور ج 1 ص 133 ) و در بديع آنست كه سخن در مفردات يا جمل متناسبه را در مدح يا هجا يا غير آن به حرف اضراب ( بل ) عطف كند .
مثال در فارسى :
اى ميوهء دل من لا بل دل * وى آرزوى جانم لا بل جان
مثال ديگر :
عارضش باغى دهانش غنچهء * بل بهشتى در ميانش كوثرى
( از ابدع . . ص 57 )
اضْطِرار
- ( اصطلاح فقهى ، كلامى ) اضطرار يعنى ناچارى و ناعلاجى و سختى در امرى و از مواردى است كه محرمات بدان مباح مىشود و واجبات حرام چنان كه اكل مية در مورد اضطرار مباح و بعضا واجب مىشود و در موردى تقيه واجب مىشود و حالت اضطرار در موردى است كه مسأله ضايع شدن نفس محرمه در ميان باشد .
در كليات حقوقى آمده است :
اين قاعده كه از آن تعبير مىشود به اين عبارت : الضّرورات تبيح المحذورات از قواعد مسلمه بين فريقين بشمار ميآيد و مستفاد است از امثال اين روايت :
ما من شىء حرّمه اللّه الّا و قد احلّه لمن اضطر اليه
و اصل مأخذ آيه كريمه
إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ
زيرا بقاء حرمت مال غير و حرمت اكل ميته مستلزم تلف نفس محترم خواهد بود و به اين لحاظ حرمت مرتفع و تناول طعام غير بدون اذن او جائز است نهايت آنكه ضمان آن بعهدهء اوست .
و به همين قاعده راجع مىشود قاعدهء الضّرورة تتقدّر بقدرها - بلكه مرجع همه اين قواعد بقاعدهء لا ضرر و لا ضرار است .
( كليات حقوق ص 6 ) در علم كلام مضطر در مقابل مختار است يعنى كسى كه در اعمال و رفتار و افعال خود ناچار باشد و زير كلمهء جبر توضيح داده مىشود كه عمل اختيارى معمولا به عملى ميگويند كه از شخص عالم شاعر بدنبال مقدمات عامه فعل كه عبارت از علم ، ميل و شوق و اراده باشد سر بزند و بيش از اين از كلمهء مختار نمىتوان تصور كرد .
و از كلمهء مضطر اين معنى را ميفهميم كه شخص در افعال و رفتار خود تابع اراده و اختيار خود نباشد و فعل اضطرارى فعلى است كه در تحت شرائطى